بیوگرافی خوانندگان
      

 
Persian Forum Network - Try to be a Professional
صفحه نخست .:.  کاربران .:.   .:. تقویم  .:. کاربران آنلاین
خوش آمدید میهمان ( ورود | ثبت نام )
  /     /  


123»»»

بیوگرافی خوانندگان باز / بسته
نویسنده
پیغام
ارسال شده در تاریخ دوشنبه 25 تیر 1386 - 5:57


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
1- حمیرا



نام اصلی ایشان پروانه امیرافشاری می‌‌باشد. ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در شهر تهران می‌‌باشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری، روح انگیز، بنان، ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خود با نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد.

در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است.

وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانه‌ای از بیژن ترقی در دستگاه همایون اجرا می‌‌کند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند.

صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.

شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت. وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.    

    

منبع : پی سی موبایل

    masoud.aghaie2007-07-18 04:03:35



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 14868
تبلیغات
ارسال شده در تاریخ دوشنبه 25 تیر 1386 - 10:17


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: اخراجی
آخرین بازدید: سه شنبه 20 شهریور 1386 - 12:34 بعدازظهر
پست ها: 510, بازدید ها: 511

ممنون. ادامه بدید....... ولی بهتره 1 تاپیك بیوگرافیه هنرمندان زده بشه و بصورت آرشیو همه یكجا باشند.




آبادان    ايران
پست شماره 99020
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 تیر 1386 - 7:34


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
2- مرحوم هایده

نگاهی به زندگی "هایده"







در سال های پس از انقلاب، میان 1360 و 1368 و شاید به سبب ترانه های غمیادانه (نوستالژیک) وطنی که می خواند، روز به روز بر شمار طرفدارانش در بیرون از ایران افزوده می شد، هر چند که در خود ایران نامش حتی از فهرست کتاب های مرجع زدوده شده بود.



از همین روی برای یافتن زندگینامه دقیق او سر در هر منبع موسیقائی فرو بردیم که در این سال های اخیر تعدادشان نیز زیاد شده است. چیز دندان گیری نصیب مان نشد. مثلا زاد روزش و زندگی پیش از خوانندگی اش را در این منابع نیافتیم، ولی در همه آن ها به "تحقیر" و تکرار آمده که نام اصلی اش "سکینه دده بالا" بوده است. گویی نام می تواند تعیین کننده کیفیت صدای او بشود!



هایده از سال 1345 فراگیری موسیقی و آوازخوانی را نزد موسیقیدان معروف علی تجویدی آغاز کرد. تجویدی در میان آهنگسازان ایرانی، معروف شده است به "کاشف صداهای ناب"! البته صدا ها راکشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. یا خودشان به راه دیگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و یا "رنود" آنها را از او به غنیمت گرفته اند. هایده به گمان از آخرین کشفیات درخشان تجویدی باشد. شانسی که هایده آورده، این بوده که تجویدی آهنگ تازه ای را در "مخالف سه گاه" و در پیوند با شعری برانگیزاننده از "رهی معیری" آماده اجرا داشته است. این ترانه با زیر و بالاهایی که دارد، معرف دقیقی برای صدای گسترده و پر توان هایده شده و صدای هایده نیز متقابلا ترانه "تجویدی - معیری" را تاثیر بیشتر بخشیده است.



متن این ترانه که "آزاده" نام دارد، آخرین کار موسیقائی " رهی معیری" است که در تب بیماری آن را سروده و کمتر در یک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت.





ترانه آزاده با صدای هایده، آهنگ از علی تجویدی با شعر رهی معیری





هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به سکته قلبی درگذشت



تجویدی خود در یک گفتگوی رادیویی در شرح ساخت و پرداخت "آزاده" گفته است که رهی پس از آن که نیمی از ترانه را ساخنه، بیمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقیه را با سوز و حال بیشتری تمام کرده است.



ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چیزی که برایش باقی مانده بود، می نازیده است به آزادگی:



- "یارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/

تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/

گلبانگ مستی آفرین/ هم چون رهی سر دادهام من/

مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/

خندان لب و خونین مگیر/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."



تجویدی در گفتگویی که با او داشتم گفت: "آزاده را هیچ خواننده دیگری نمی توانست چون هایده با چنین وسعت صدایی بخواند ... هایده با خواندن این ترانه و چند ترانه دیگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ایجاد کند و تاثیرات تازه ای در موسیقی سنتی به وجود بیاورد..."



راه دیگر



هایده، اگرچه در سالهای پیش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بیشترین زمان و توان خود را در خدمت "بازار" قرار داد که بیشتر به سود و زیان می اندیشد تا به ارزشها. تجویدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عین حال گناه این انحراف را پیش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می بیند:



"جامعه بود که این ها را به سوی کاباره می کشانید... من در شوراهای موسیقی می گفتم که حقوق این ها را زیاد کنید تا احتیاج به رفتن به کاباره نداشته باشند... ولی نکردند این کار را... حقوق بسیار کمی مثلا 500 تومان به خواننده می دادند، در حالی که همین خواننده وقتی به کاباره می رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غیر از این را اجازه نمی داد..."





صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است



هایده، پس از آزاده، چند ترانه دیگر نیز از تجویدی خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسیقی به اصطلاح "مردمی"، نزدیکتر شد. محمد حیدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشیروان روحانی آهنگسازان دیگری بودند که صدای رسای هایده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که این ها در راه "مردمی" شدن به هایده یاری رسانیدند، او نیز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!



مهاجرت به "شهر فرشتگان" (لس آنجلس) پس از انقلاب کار را دیگر یکسره کرد. مهاجران مخاطب موسیقی آن قدر خسته و شکسته بودند که دیگر به ارزشها نمی اندیشند و تنها "تفریح و سرگرمی" می خواستند. سرمایه نیز در جایی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنین تنیده از "تفریح و تجارت" موسیقی معروف به "لس آنجلسی" به دنیا آمد و بیشتر خوانندگان مهاجر از جمله هایده را نیز به خدمت خود درآورد.



این حرف، بدان معنا نیست که در ترانه های غربتی هایده هیچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول باید به جنس صدای ناب و کمیاب او اندیشید که در همه بازمانده هایش یکسان مانده است، در این دنیای "بی صدائی" و "بد صدائی" خود، نفس ارزش است!



هایده در این هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در ایران مانده بود سرنوشتی بهتر از "پریسا" و "هنگامه اخوان" پیدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن که به دامنشان، پیرایه ابتذال نبسته اند!



صدای هایده و برخی از ترانه های "غمیادانه" او در سال های غربت، تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بوده است.



هایده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسیسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان "وست وود" لس آنجلس به خاک سپرده شد.



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 99021
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 تیر 1386 - 7:35


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
3- رضا معین



زندگی نامه معین

معین در سال ۱۳۳۰ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای

کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران

نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا

میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و

آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های

بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.

۲. زندگی حرفه ای

معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با

اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی

ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا

۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا

میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز

آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب

فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست

میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا

برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک

دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.

شایعات

اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نا بینا

میباشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر

صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن

پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی

استفاده میکند.

دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا

میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد.

رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در

کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ

کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها

اسم او را معین تصور کردند.

شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین میباشد در صورتی که

معین هیچ نسبتی با امید ندارد(معین ۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله

داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). ویا اینکه معین در آمریکا دارای چند

شرکت بزرگ و چند غمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع

درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد. وی از مشروب متنفر است

زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای

خود در راز و نیاز است. و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود میداند.

امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه

هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرف دیگر به خاطر

وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمیدانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی

بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست

که اشعار و آهنگهای مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار

کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد.



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 99022
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 تیر 1386 - 7:36


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
4- ابی

ابراهیم حامدی متخلص به "ابی" در 29 خرداد سال 1328 در میدان فوزیه تهران دیده به جهان گشود.

او در اوان نوجوانی به استعدادهای خویش در خواندن پی برد و شروع به خواندن در یک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ های جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جوانی اولین ترانه ی مستقل خود را اجرا کرد.

"ابی" آوازخوانی ست مردمی که از دل مردم ایران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ایران در طول سی و پنج سال کار هنری اش و با قبول سنگینی مسیولیتی که بر دوش دارد و با تلاش پشتکار زیاد و با خلق آثاری که در گوشت و خون مردم ایران جای گرفته است و همچنین شخصیت هنری محبوبی که دارد توانسته دل بسیاری از ایرانیان را بدست آورد و این ارتباط با جوانان در ایران به حدی است که نام "ابی" بر دیوارهای دورافتاده ترین روستاهای ایران نیز به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و این نشان از اوج موفقیت و محبو بیت یک هنرمند است.



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 99023
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 تیر 1386 - 7:37


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
5- داریوش

داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد، او سالهای اولیه عمر خود را در میانه، کرج و کردستان سپری کرد.



استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلویزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید"بمن نگو دوست دارم" در قلب مردم جای گرفت.



داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود، ترانه های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو، نادرپور، جنتی عطایی، قنبری و بیات است.

این موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق، صلح، آزادی و عدالت سروده شوند.



پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد.



کارهای او شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.



داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نیویورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس) و Universal Amphitheater (لس آنجلس) به اجراء درآورده است.



داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است، همچنین در دو فیلم سینمایی "یاران" و "فریاد زیرآب" نیز ایفای نقش نموده.

او در فستیوال موسیقی، فیلم و رسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 99024
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 تیر 1386 - 7:38


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
وحالا یکی از کسانی که من خیلی دوستش دارم

6- شکیلا

خانم "شکیلا"در 13اردیبهشت ماه سال 1341 در تهران به دنیا آمد.وی کوچکترین فرزند خانواده بود.از همان دوران کودکی شیفته موسیقی بود و آثار نبوغ و استعداد در او هویدا بود.در نه سالگی قطعه ای برای تلوزیون اجرا کرد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که در پی آن برای خوانندگی دعوتش کردند اما از آنجایی که کم سن وسال بود و خانواده اش نیز راضی نبودند قبول نکرد و به موسیقی در حد شرکت در برنامه های مدرسه و مسابقات استعدادهای درخشان و گاهی نیز هنرمندی در محافل خانوادگی قناعت کرد او همچنین تحصیلاتش را نیز با موفقیت پی گرفت.

شکیلا در پانزده سالگی به فراگیری موسیقی ملی و ردیف های آوازی نزد مرحوم استاد محمود کریمی پرداخت آن سالها (1356و1357) اوج مبارزات انقلابی بود و شرایط خاصی در ایران حاکم بود که سبب شد هنرستان موسیقی تعطیل شود و شکیلا در پیگیری موسیقی محدود شد اما وی در راه خود استوار بود تا اینکه در 18 سالگی برای ادامه آموختن موسیقی کلاسیک به آمریکا رفت و تصمیم گرفت به آرزوی دیرین خویش جامه عمل پوشاند.شکیلا در سال 1368اولین آلبوم خود را با همکاری بابک افشار به بازار روانه کرد و با عرضه این آلبوم به طورحرفه ای وارد دنیای موسیقی به خصوص خوانندگی شد.

غنای لحن او که هدیه ای خداوندی است، در پیوند با ادبیات غنی فارسی تلفیقی کم نظیر پدید می آورد که شخصیت فروتن شکیلا نیز مکمل آن گشته و در آثارش نمایان میگردد. بی گفتگوست که چنین آثاری رتبه والائی از هنر و احساس را در شنونده بجا می گذارد.

علاقه شکیلا به عرفان و ادب عرفانی این مرز و بوم، زبان گشوده ای را برای خواندن اشعار حضرت مولانا بروی باز کرد که به آثارش در این زمینه، احساسی ملکوتی عطا می کند.



شکیلا تا امروز یازده مجموعه موسیقی به هنر دوستان ایرانی تقدیم کرده و دوستارانش همچنان و هر لحظه منتظر کارهای جدید او هستند.

تجلّی صدای شکیلا در مقام آوای بر گزیدگان شرق در مجموعه " اپراتیکا- شاین" افتخاری بزرگ برای او و هم میهمانش است. صدای او از میان دهها صدای آشنا و گمنام شرقی انتخاب شد.

ادای دین شکیلا به بزرگان موسیقی این مرز و بوم باز سازی و باز خوانی آثار ارزشمندشان است ، چه ، نقش خود را در نقل سینه به سینه احساس و آثار، از نسل و نسل های پیش به آیندگان، به نیکی درک می کند تا که امید به جاودانگی هنر را تحقق بخشد.

شکیلا رسالتش را در گرمای کانون خانواده و در پرورش فرزندانش ، شهرا د و بهراد، با آرزوی باز گشت به وطن و تقدیم اجرای زنده برنامه اش به سر زمینش می بیند ودر شوق آن روزگار می گذراند.یکی از افتخارات زندگی هنری شکیلا دریافت جایزه آکادمیک موسیقی در اکتبر سال 2005 میلادی به پاس آثار ارزشمند او درموسیقی ایرانی است.علاوه بر زندگی هنری افتخار امیز او زندگی شخصی شکیلا نیز تحسین برانگیز است دربین همه خوانندگان معروف دنیابه خصوص خوانندگان زن تعداد نسبتا کمی توانسته اند هم در زندگی هنری و هم شخصی آن گونه که باید و شاید موفق باشند به تحقیق و گاهی به اذعان این افراد در مقاطعی از زمان زندگی شخصی آنها قربانی زندگی هنری شان شده و از آن باز مانده اند یا به ابتذال کشیده شده است اما در مورد شکیلا حتی تا به حال چنین شایعه ای هم نبوده است او توانسته است با حفظ اصالت و نجابت ایرانی سالهاهنرمندی کند و به طور همزمان در همه عرصه های مختلف زندگی موفق باشد . در حال حاضر شکیلا به عنوان یکی از محبوبترین خوانندگان ایرانی می درخشد و طرفداران بسیاری دارد . وب سایت رسمی شکیلا او را " vioce of an angel"نامیده است و براستی که صدای شکیلا صدای یک فرشته است



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 99025
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 تیر 1386 - 7:40


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
7- ستار

آقای حسن ستار در بیست و هشتم آبان ماه سال 1328 شمسی در تهران متولد شد.وی از همان دوران کودکی چالاک و خوش قریحه بود.در آن روزگار در محله شهیاد تهران زندگی می کرد. به زمینه های مختلف ورزشی و هنری بسیارعلاقه مند بود خصوصا به فوتبال علاقه زیادی داشت و در تیمهای فوتبال بازی می کرد حتی بعدها در جوانی و میانسالی نیز علاقه مند و پیگیر فوتبال بود و حتی کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان نیز بود.در زمینه های هنری نیز همچون ورزش بسیار فعال بود.ستار تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند سپس در رشته اقتصاد بین المللی از مدرسه عالی بازرگانی موفق به اخذ مدرک لیسانس شد.

استعداد ذاتی ستار صدای دلنشین و تسلط و مهارت او در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی به او کمک کرد و او را به یکی از محبوبترین چهره های تاریخ موسیقی ایران تبدبل نمود.شهرت و محبوبیت ستار در سن 22 سالگی با خواندن ترانه "خانه به دوش"که بر اساس فیلم "خانه به دوش"(مراد برقی) به کارگردانی و بازیگری پرویز کاردان بود آغاز گشت و آن چنان اوج گرفت که نام او را برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودانه کرد.ستار از خوانندگان معروف بسیاری از برنامه های رادیویی و تلویزیونی شد و جزءخوانندگان خانواده سلطنتی ایران گشت .وی حدود 200 آهنگ و ترانه اجرا نموده است که بسیاری از آنها در زمره آثار ماندگار موسیقی ایران است به عنوان مثال می توان به ترانه های "گل سنگم " "شازده خانم" "همسفر " "گل پونه" "صدای بارون" اشاره کرد.

یکی از افتخارات زندگی هنری ستار این است که از بخش روابط عمومی انستیتوی بین المللی عالیه (IFSI)شاخه مطالعات معاصر به پاس تلاش و هنرمندی در عرصه موسیقی به خصوص موسیقی ایران موفق به دریافت دکترای افتخاری رشته موسیقی شد .

وب سایت رسمی ستار او را به عنوان "a true Persian music icon"(شمایل شایسته موسیقی ایرانی )معرفی کرده است و در جایی دیگر می گوید دوستان و خانواده اش او را "the Persian Frank Sinatra"(فرانک سیناترای ایرانی )می نامند.شایان ذکر است که فرانک سیناترا خواننده و هنرمند بسیار مشهور قرن بیستم آمریکا است.همه و همه نشانگر شایستگی و شان والای او در موسیقی است.

در باره زندگی شخصی او نیز در این حد اشاره می کنم که ستار در سال 1978 میلادی به ایالات متحده امریکا مهاجرت کرد و در لس انجلس ساکن شد .سپس با خانمی که دو دختر5و8ساله(شینا و شیدا)داش ازدواج کرد و پس از مدتی ستار پدر دختر دیگری به نام شیلا گشت.

ستار ستاره بزرگ و درخشان موسیقی ایرانی همچنان دلنشین می خواند و با هنرمندی کم نظیرش جلادهنده دل طرفداران دهها میلیونی خویش است.



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 99026
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 تیر 1386 - 7:41


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
حالا کسی که من دوستش ندارم

8- اندی

در روز 21 آوریل یا اول اردیبهشت پسری در مجیدیه تهران به دنیا آمد.پسری ارمنی در خانواده ای دوست داشتنی.خانواه ای با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلی او آندرانیك مددیان بود از همان بچگی نبوغ موسیقی در این كودك بازیگوش و شیطون معلوم بود روزها گذشت و او در خانواده ای دوست داشتنی و علاقه مند به موسیقی رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد. مانند پدر علاقمند به موسیقی بودو برای خودش رویای زیبایی ساخته بود.بالاخره هم به آرزویش رسید.اولین گیتارش را در 14 سالگی با چوب ساخت.به گفته خودش صداهای عجیب و غریب از آن در می آمد.پسر خاله های او یك گروه موسیقی تشكیل داده بودند.و از آندرانیك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاری كنند. او در آن گروه شروع به گیتارزدن كرد.در بعضی وقتها هم قطعاتی به زبان انگلیسی اجرا میكرد.آنقدر در كارش پیشرفت كرده بود كه قطعاتی را در محضر شاه اجرا كرد روزها گذشت و او تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به آمریكا برود.و واردكالج موسیقی شد.رشته ای كه آرزویش را داشت. كم كم كارش را شروع كرد و اولین جایی كه كارش را شروع كرد كاباره تهران لس آنجلس بود.از فردی كه در زندگی او تآثیر زیادی گذاشت و در حقیقت راه را برای او باز كرد ودستش را گرفت میتوان شهرام شب پره را نا مبرد.او استعداد آندرانیك را دیده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صدای دوم برای او بخواند.به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترین دوران زندگیش بود.تا حدی كه فقط برای یك وعده غذا پول داشت.ولی هر چه بود گذشت او همه چیز را تحمل كرد.روزی به او گفتند یك خواننده ای هست كه سبكش به كار تو خیلی می خورد. می توانید یك گروه موسیقی خوب دو نفره تشكیل دهید.او كوروس بودكه بعدها با هم بهترین گروه دو نفره را تشكیل دادند.به كوروس هم همین را گفته بودند.و دست روزگار این دو را با هم آشنا كرد و یكی از پر طرفدارترین وجنجالی ترین گروه موسیقی دو نفره بعد از انقلاب را تشكیل دادند.اولین آلبومی كه از این دو به جا مانده خواستگاری بود.با شعری زیبا و قوی از ژاكلین ویگن به نام خواستگاری.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.این اولین كار آنها با ژاكلین بودكه با استقبالی بی نظیر روبه رو شد.در یكی از كنسرت های آنها دختری بود كه آندرانیك را خیلی دوست داشت و شب كنسرت او را اندی صدا زدكه این شد دیگر همه او را با نام اندی صدا میزدند دومین آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهای زیبای ژاكلین آهنگ چی میشد ,تپلی,ما همه ایرانی هستیم به قدری گل كرد كه روز به روز بر محبوبیت آن دو افزود.آهنگ ما همه ایرانی هستیم هنوز كه هنوز در اكثر كنسرتها اجرا میشود.در این آلبوم اندی و كوروس با فردی آشنا شدند كه در زندگی هنری آن دو و به خصوص اندی تآثیر فراوانی گذاشت. او علیرضا امیر قاسمی بود.و به قول خود اندی: علی گوش سوم من هست.و مانند یك برادرهمراه اندی بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك می كرد.ویدئوی زیبای چی میشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقیت آلبوم پرواز و سروصدای این دو خواننده تازه نفس محبوبیت آن دو بیش از پیش شد.وآنها كنسرتی برای طرفداران اجرا كردند.تمام بلیطها فروخته شده بود.وسالن دیگه گنجایش نداشت.عده فراوانی پشت درهای بسته مانده بودند.هفته آینده اندی و كوروس برای بچه ها و تمام كسانی كه برنامه را ندیده بودند كنسرت مجانی اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ایرانی هستیم سر دادند. بعد از اجرای موفقیت آمیز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند.بلا.كه جهشی فوق العاده در كار آن دو بود.با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگلیسی این آلبوم در متن یك فیلم هالیوودی قرار دادند.با آن مدل زیبای آهنگ بلا.موفقیت آن دو هر روز بیشتر از روز پیش بود.وكنسرتها با استقبال زیادی مواجه می شد در اینجا بهتر است داستانی برایتان از حضور اندی و كوروس در بین مردم تعریف كنم.یكی از طرفداران این دو دختری حدوداْ 14 ساله بود.كه بیماری سرطان داشت.و در بیمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتی اندی و كوروس این ماجرا را شنیدند همراه یك هدیه كه یك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندی و كوروس به من امید به آینده را دادند و اینكه باید خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودی روحیه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عمیقآ در وجود او ریشه نكرده بود آن دختر سلامتی خود را به دست آورد.و جالب اینجا كه برایتان بگویم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصیل رشته پزشكی هست واندی در جشن او هم شركت كرد و در تمام این سالها از زندگی این دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتی دارد ارتباط با هنرمند مورد علا قه بگذریم. بعد از آلبوم بلا اندی و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعالیت هنری خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرین آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومی به نام خداحافظ.آخرین آلبوم با نام و همكاری اندی&كوروس.در این آلبوم با شاعری آشنا شدند كه باز هم در زندگی هنری اندی و كوروس و مخصوصآ اندی تآثیر به سزایی گذاشت.پاكسما زكی پور.این شاعر استثنایی و جوان با آن شعرهای زیبا وقوی در محبوبیت اندی صددرصد تآثیر به سزا گذاشته است.این شاعر هنوز كه هنوز با اندی همكاری می كند وجزو دوستان صمیمی اندی هست.پاكسیما شروع كار هنری خود را با اندی آغازكرد آلبوم خداحافظ با آهنگهای دخترآتیشپاره ,آمنه,یاسمن,عشق مسموم,بازهم جزو پر فروش ترین آلبومها شد.با آن مدل زیبای آهنگ دختر آتیشپاره.بعد از فروش این آلبوم و اجرای كنسرتها اندی و كوروس اعلام كردند كه میخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسی پرسیدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدایی این دو چیست:همه میگفتند :ما به این دو با هم عادت كردیم.حیف است كه از هم جدا شوند.شایعاتی هم ورد زبانها افتاد.ولی اندی وكوروس در تلویزیون آمدند و اعلام كردند كه هیچ مشكلی با هم ندارندو فقط از نظر كاری با هم اختلاف عقیده دارند.در نهایت اندی و كوروس این گروه محبوب و جنجالی از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاری آنها به پایان رسید. بعد از جدایی هر كدام جدا به فعالیت خود ادامه دادند به جرات میتوا ن گفت: اندی گوی سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولی اندی تمام زندگیش را روی كار هنری خود گذاشت.بعد از جدایی آنها اندی اولین آلبوم خود را بعد از جدایی از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بیقرار.كه به نظر من كه تمام كارهای اندی رو دنبال كردم آلبوم بیقرار یك استثنا در زندگی اندی بود.كه یك شبه ره صد ساله را طی كرد.در این آلبوم 10 ترانه بود كه یكی از یكی قشنگ تر بود.و به گفته خود اندی:بیقرار قصه زندگی من است.قصه روزهای پر عطش عشق و شبهای سرد تنهایی.قصه تلخیها و شیرینیهای زندگی.قصه پیروزیها و ناكامیهای من در عشق و امیدی برای فردایی روشن و عشقی واقعی هنوزم بیقرارم.......... اندی روی این آلبوم یك سال ونیم زحمت كشید وهم خلاصه ای از زندگی خودهست.آلبوم بیقرار پر فروشترین آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسیمای نازنین وآهنگها ازهمکاران آهنگ عشق اول از سیاووش قمیشی وآهنگ بیقرار از هانی نازنین با آن ملودی زیبا كه من هر وقت این آهنگ رو گوش میدم یاد ....... میفتم. آهنگ زیبا و عاشقانه شبگرد,انتظار,قصر كاغذی,اگه عشق همینه,دخترایرونی,شیطنت.كنس� �ت اندی برای آلبوم بیقرار با موفقیت تمام اجرا شد.وجای خالی آن شب پیدا نمیشد.وعده ای هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در این آلبوم فرخ آهی هم یار همیشگی اندی بود.وبه او كمك فراوانی كرد.و اندی این آلبوم و تمام آلبومهای خود رادر استدیو فرخ آهی ضبط میكند.در این آلبوم بود كه مردم با دختری آشنا شدند كه همیشه با اندی بود واندی از او به عنوان صدای دوم استفاده میكرد.او شینی ریگزبی بود.دختری امریكایی و علا قه مند به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی.شینی در حال حاضر خود خواننده شده ولی هر چه دارد از اندی است.از آن زمان به بعد این دو همه جا با هم بودند وخود اندی هم در جایی اعلام كرد شینی دوست دختر اوست.اندی همه جا از گروهش تعریف كرده و عنوان كرده من بدون روهم هیچ هستم.فروتنی همیشگی ایرانیها. بعد از موفقیت بی سابقه این آلبوم اندی آلبوم لیلی را وارد بازار باز هم از شركت كلتكس كه با چند هنرمند دیگر هم همكاری كرد.بیژن مرتضوی,حسن شماعی زاده وغیره.با آن عبارت زیبا در اول آهنگ لیلی:هر كس در زندگی یك لیلی دارد و این لیلی من است.تمام اینها نشان میدهد اندی در تمام این سالها عاشق بوده.عاشق چه كسی این را هیچ كس نمیداند.در كنار اندی علیرضا امیر قاسمی هم برای او ویدئو های زیبا می ساخت بعد از این آلبوم اندی آلبوم تنهایی را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسیمای نازنین ویدئو از كوجی زادوری و امیر قاسمی ,ضبط از فرخ آهی ,گروه اندی باز هم او را یاری میدهند.آهنگ زیبای تنهایی,چشمای ناز ,جاده های احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدری این آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسری كه میخواست با دختری دوست شود آهنگ ناز ناز را برایش میخوند.دخترها برای كنسرتهای اندی سرو دست می شكوندند.و به قول اندی كه تكه كلام همیشگی اوست :خدا زیادشون كنه.در اینجا باید بگویم آلبومهای اندی همه دوازده یا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه این هم هزینه زیاد تری میخواهد هم پول بیشتری.در آلبوم تنهایی اندی یك آهنگ را بازسازی كرد كه آن را برای مادرش ساخته بود.زمانی كه مادرش ایران بوده و اندی امریكا مادرش دچارعارضه مغزی میشود و اندی در آن حال شعر این آهنگ را مینویسدو آن را در بدترین شرایط اجرا میكند.خوشختانه حال مادرش خوب میشود وبعدها مادرش عازم امریكا میشود وتمام كارهای اندی را دنبال میكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه میكند.اندی هفته ای 2 بار باید با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است . بعداز آلبوم تنهایی اندی آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومی عاشقانه از كمپانی ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسیمای نازنین و آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر.توحید.در این آلبوم اندی از شاعرهای جوان هم استفاده كرد.گل این آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسیما شعر آن را گفت و اندی یك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش این آهنگ یك هدیه از طرف خدا برای او بود.آهنگ تولد به این شكل ساخته شده بود كه پاكسیما روی جلد كادوی تولد اندی شعر تولد را نوشت و چون اندی خوشش آمدروی آن آهنگ گذاشت آهنگ من و تو به قدری گل كرد كه اندی مجبور شد درسالن زیبای پلس لس آنجلس كنسرت بزرگی اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بلیطها فروخته شده بود.در این كنسرت تمام چهره های هنری حضور داشتند.وارطان آواناسیان مدیر شركت ترانه,كوجی زادوری,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقیت اندی را تبریك گفتند.كوجی و امیر قاسمی ویدئو های این آلبوم را تهیه كردند.به خصوص ویدئوی سر سپرده در این بین باید گویم اندی گیاهخوار همچنین جزو تیم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندین گل هم زده ، آرزویش هم اینست كه در استادیوم آزادی بازی كند. و در كنار هنر ورزش هم میكند. بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدی اندی رسید.جاده ابریشم.آلبومی عاشقانه تر از آلبوم قبلی.اندی خود راجع به این آلبوم حرفهای زیادی زده.آهنگها از خود اندی با همكاری حسن شماعی زاده,منوچهر چشم آذر,توحید,فریبرز حاج نبی.و شعرها اكثرا از پاكسیما.آهنگ شب من به گفته خود اندی در بدترین شرایط روحی او اجرا شد.دوست دختر او برای بار دوم او را رها كرد و اندی در بدترین شرایط روحی این آهنگ را ضبط كرد.این آهنگ بعدها در فیلم هالیوودی پرنسس و سرباز در قسمتی از فیلم گذاشته شد.اندی خودش این آهنگ را به دوست دخترش تقدیم كرد.آهنگ فوق الاده توكه رفتی به قدری سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار می كردند.آهنگ انگلیسی این آلبوم را شینی شعرش را گفت و اندی آهنگ آن را ساخت.اندی یك آهنگ ارمنی هم در این آلبوم دارد.اگر یادتان باشد بچه های منطقه 6 در ویدئو نوروز آن سال برای اندی نوار فرستاده بودند كه اندی زودتر آلبوم بعدی را به بازار بدهد.اندی در زمان ساخت این آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همین دلیل اسم آن را جاده ابریشم گذاشت.این آلبوم نشان میدهد كه اندی سال عاشقانه و سختی را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسیما میگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برایم بگو سال دیگه همه چی خوبه ما با همیم .آهنگی برایم بگو كه همه چیز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشید تمام آهنگهای اندی به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف دیگری به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز این آلبوم اندی یك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازی آهنگ زیبای چرا عاشق شدم و یك آهنگ ارمنی.بعد از این آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنیا آهنگ خوانده است.از طرف كمپانی آونگ ویك كمپانی امریكایی.اندی یواش یواش خود را وارد ماكت امریكایی می كند.خودش می گوید: این آلبوم جای خاصی را در قلب من دارد به همین دلیل اسم آن را وقلب من گذاشت .و روزنامه ها آن را رمانتیك ترین آلبوم اندی معرفی كردندآهنگها یكی از دیگری قشنگ تر بود.آهنگ عربی با صدای اندی و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بینهایت گل كرد.كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ریحان كه خیلی گل كرد با شعر پاكسیما و آهنگ اندی.آهنگ 6و8 یادم میاد.آهنگ زیبای رویا.آهنگ عاشقانه تو نباشی.آهنگ انگلیسی كه شعرش را شینی گفت و اندی آهنگش را ساخت.یك آهنگ هندی با دختر خانم هندی.كه بخواهم در مورد هر كدام توضیح بدهم ساعتها طول میكشد. بعد از این آلبوم بود كه روزنامه های امریكا از اندی به عنوان الویس ایران نام بردند.وبه او لغب الویس دادند.بعد از این آلبوم محبوبیت اندی در جامعه امریكایی چند برابر شد.با گروهای بزرگی در سالنهای مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابینا در سالن زیبای گریك تیآتر كنسرت گذاشت.به تنهای 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبی فراموش نشدنی برای همه بود.به مناسبت این آلبوم كنسرت افتخاری در تاور ركوردز گلندل محله ارمنی نشین كالیفرنیا اجرا كرد.و جازیست گروه پلیس هم آنجا حضور داشت همكاری آنها از این به بعد آغاز شد.از همین آلبوم هم یك نمونه وارد ماكت امریكایی كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كالیفرنیای معروف هم در آن بود كه همه میگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسیما یار همیشگی اندی آهنگ تو نباشی به گفته خود اندی غم انگیز ترین صدای نی در ارمنستان هست.اندی برای سومین بار برنده جایزه بهترین خواننده ارامنه شد.استینگ منیجر گروه پلیس هم فعالیت خود را با اندی آغاز كرد.اندی با مهارت خاصی به زبان انگلیسی موسیقی ایران را به امریكاییها معرفی كرد به طوری كه فوق الا ده اندی رو دوست دارند.اندی تبدیل به یك خواننده بین المللی شد.مصاحبه ها در سی ان ان,ان بی سی,سی بی اس,و موفقیت در كنسرتها او را بیش از پیش محبوب كرداو حالا به آ رزوی دیرینه خود رسیده.با روزی 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او این موفقیت دور از دسترس نبود.بعد از این موفقیت او با دو خواننده بزرگ دیگر عرب آشنا شد.خالد و حاكیم.كه قرار بود توری بزرگ ترتیب دهند برای اجرای كنسرت در سالن زیبای گریك تیآتر.ولی این برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزینه و زحمتی كه برای این برنامه كشیده شده بود اندی این برنامه را لغو كرد.اندی اعلام كرد كه مردم امریكا را مانند ایرانیان دوست دارد و خود جزو شهروندان امریكایی هست و به دلیل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اینجاست كه شینی میهمان افتخاری تمام كنسرتهای اندی است و همراه او برنامه اجرا میكند.اندی در این بین یك آلبوم وارد بازار كرد با همكاری پاكسیما,حمید,و پیروز.كه در حقیقت آلبوم پاكسیما بود با شعرهای او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاری كنند.كه واقعا اندی در این آلبوم برای پاكسیما سنگ تمام گذاشت آلبومی به نام یاران.با آهنگهای فوق العاده قصه باران و تصویر كه با شعرهای فوق الاده پاكسیما توسط اندی اجرا شد.آلبوم آخر اندی خلوت من نام گرفت. اندی در مصاحبه ای اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند درخلوت من چه میگذرد.این آلبوم هم جزو عاشقانه ترین آلبومهای اندی قرارگرفت.از كمپانی آونگ و یك كمپانی امریكایی.اندی در این آلبوم نشان دادهنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدی به قدری بین مردم طرفدار پیدا كردكه فكر میكنم احتیاج به توضیح من نباشد.آهنگ التهاب,از یاد من نرفته,4 نوع میكس آهنگ ریحان,آهنگ تغییر داده شده تپلی به زبان ارمنی به نام مارال,آهنگ تغییر داده شده یالا به زبان اسپانیولی به نام بایلا,ودر نهایت آهنگی متفاوت با سبك كار اندی به نام برو.من خودم به عنوان طرفدار اندی این سبك را تا به حال در كار او نشنیده بودم.تمام كارهای او نشان میدهد كه همه چی خوب است من با دوست دخترم خوبم مشكلی نداریم ولی هیچ وقت آهنگهای اندی نشان دهنده این نبود كه به كسی بگوید:برو دیگه نمیخوامت اون هم خواننده ای مثل اندی.البته در ویدئوی این آهنگ ریشه هایی از سیاسی بودن نشان میدهد.اما اندی همیشه خود را از سیاست جدا كرده. آهنگ زیبای شقایق ,عشق و ایثار,تمام شعرها از پاكسیماو آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ........ بعد از این آلبوم اندی همراه با شینی و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدنی در سالن بزرگ و زیبای گریك تیآتر اجرا كردند.اندی در این كنسرت پر نشاط تر و پر انرژی تر از قبل برای مردم برنامه اجرا كرد.زندگی عاشقانه اندی با حضور دوست دختر زیبای او سپری میشود.او هنوز هم عاشق است.او بار دیگر كنسرت دیگری با امید در پارك ارواین اجرا كرد كه آن هم با استقبال بی نظیر مردم روبه رو شد. اندی همیشه برای جوانها نصیحتی داشته:دوری از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها همیشه وهمیشه گفته:با اونی كه دوستش دارین تا آخر بمونید.به هم وفادار باشین.اندی احساس دوست داشتن رو اینگونه توصیف كرده:صبح كه از خواب بلند میشوی احساس میكنی دنیا مال تو هست. دوست داری با كسی كه دوستش داری بری پارك,پیكنیك,به خاطر اون دختری كه دوستش داری حاضری همه دنیا رو به اون ببخشی.و شب كه میخوای بخوابی خوشحال از این احساسی كه دادی و گرفتی.اندی همیشه اززندگیش راضی بوده و هست.و همیشه به گفته خودش نیمه پر لیوان را نگاه میكند.اندی با خواننده های دیگر كشورمان هم كنسرت گذاشته.مثل ابی,شهرام كاشانی, مكابیز..............و كمك به خیلی ها كرده در این راه تا آنها هم وارد دنیای هنر شوند.مثل شینی,مكابیز,مهران.نگاهی به كارنامه هنری اندی بیندازیم او سیر صعودی فوق العاده ای را طی كرده است



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 99027
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 تیر 1386 - 7:43


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 9 شهریور 1389 - 5:27
پست ها: 1,649, بازدید ها: 2,335
یکی از بهترین خوانندگان تصنیف ایران

9-مرضیه

اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است مرضیه خواننده افسانه ای در سال 1926 در تهران بدنیا آمد. پدرومادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز ، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص اورا تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش ازاو پشتیبانی میکرد بانو مرضیه در مصاحبه ای که با او داشتیم درباره خود می گفت : درزمانی که خانواده های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم میفرستادند پدرمن با وجودیکه یک فرد روحانی بود مراتشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتیکه من آغازبه خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه ای میداشت و هم دانش کلاسیک موسیقی. و هم چنین یک صدای خوب . در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای اورا تائید میکردند و همچنین تئوری موسیقی راباید بخوبی میدانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم"مرضیه در سال 1942 (1322 شمسی) به جهان موسیقی هنر وارد شد. اولین بار دریک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا میکرد ( تئاتر باربد) درنقش شیرین بازی کرد .این نمایش 37 شب روی صحنه بود. که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و. با استقبال زیاد مردم مواجه شد مرضیه بسرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای رنگارنگ که برنامه ای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند.مرضیه در حدود 1000 آواز دردوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود. بالاتر از موفقیت هایش در خوانندگی و موسیقی . او داری کیفیت های تحسین برانگیزدیگری است که مهمتر از همه شجاعت و پشتکار درخشان او در نوآوری بود . در زمانیکه خوانندگی به عنوان یک سرگرمی ویا شغلی نه چندان افتخارآمیز تلقی میشد و بخصوص زنها در خانه ها محبوس شده حق هیچگونه ابراز وجودی نداشتند به عنوان یک زن جوان او خوانندگی را بطور جدی و به عنوان یک کار تحصصی و غرورآفرین درسطح بالایی از نظر فرهنگی انتخاب کرد. تا جایی که کارستزگ او در هنر پارسی و با وجود همه اختلافات فرهنگی وزبانی اقوام ایرانی به زودی شناخته شد و او به عنوان یک سمبل یا اسطوره در موسیقی ایرانی توسط همه افراد ایرانی با هر فرهنگ و زبانی پذیرفته شد و بصورت یک گنج فرهنگی در آمد.



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 99028
« تاپیک قبلی | تاپیک بعدی »

123»»»

خواندن این تاپیک باز / بسته
کاربر فعال: 0 (0 مهمان, 0 کاربر, 0 کاربر ناشناس)
در حال حاضر هیچ کاربری در حال مشاهده این تاپیک نیست.
مدیران انجمن: Farshad, Shahrad, Xiphi, علیرضا, ace4cia, Armin25

دسترسی ها باز / بسته

اختلاف زمانی GMT +3:30, ساعت 4:16



   Sponsored By
EUKHOST - InstantASP - MTN Irancell - IranBuyCenter
Execution: 0.125. 16 queries. Compression Disabled
Powered By InstantForum.NET v4.1.4 © 2010
Contact Us .:. Advertising .:. Professional Web Hosting.:. Account Setting
PF News .:. Dolphins .:. PF Girls .:. PF Boys .:. PFN MVP .:. Persian Pics
2004-2010 Persian Forum Network. All Rights Reserved.