توئی كه در حال حاضر بزرگترین استودیوی انیمیشن ژاپن است، از سال1956 شروع به فعالیت كرده و اكثر انیماتورهای ژاپن، حتی بزرگانی مثل اوسامو تزوكا و هایائو میازاكی هر كدام دورهای با آن همكاری داشتهاند
.
چیزی كه ما از این كمپانی دیدهایم و میشناسیم، همین چند تا كارتونی است كه اینجا معرفی كردهایم و البته كارتون «لاكپشتهای نینجا» (1987) كه حالا و تازه دارد از تلویزیون ما پخش میشود. اما این كمپانی و كارتونهایش در اروپا و آمریكا فوقالعاده معروف و محبوب هستند و حتی كمپانیهای كارتون غربی، دنبالهها و كتابهای كمیك فراوانی برای كارتونها و كاراكترهای آن ساختهاند
.
ماجرا خیلی ساده است. در دهه70 میلادی كمپانی توئی، سبك خاصی از كارتون را گسترش داد كه به سبك مانگا معروف است. مانگا، یك شیوة نقاشی و كارتون ژاپنی است كه در آن كاراكترها دارای فیزیكی اغراقشده (چشمهای درشت و قد بلند) و شبیه غربیها هستند
.
در حال حاضر سبك مانگا دو نماینده در جهان دارد: یكی كمپانی توئی كه در این سبك اغراق میكند و سعی دارد هرچه بیشتر غربی شود و بازار غرب را تسخیر كند (آنها برای این کار، حتی از وارد کردن موارد ممنوعی مثل خشونت یا نکات غیراخلاقی به کارتون هم ابایی ندارند)؛ یكی هم استاد میازاكی كه این سبك را در خدمت فرهنگ و سنتهای شرق به كار میگیرد و كارتونهایش مثل شهر اشباح در ایران خودمان هم طرفدار و محبوبیت زیادی دارد
.
پیدایش سبك مانگا البته ربطی به كمپانی توئی ندارد و قبل از رو آوردن این كمپانی به آن، توسط اوسامو تزوكا، انیماتور معروف ژاپنی و در كتابهای كمیك به كار میرفت. اوسامو تزوكا كه به «والت دیزنیِ ژاپن» معروف است، یك پزشك بود كه كار طراحی، انیمیشنسازی و داستاننویسی هم میكرد
.
البته داستانهای تزوكا همان كتابهای كمیكاش بودند و جز دیالوگهای شخصیتها، هیچ نوشتهای نداشتند. او تمام عمر طراحی میكرد و وقتی در 1989 مرد، 150هزار صفحه كمیك از او به جا مانده بود. میگویند آخرین حرف تزوکا خطاب به پرستارش بود که «خواهش میکنم اجازه بده کمی طراحی کنم.» او در همان سال برای همین داستانهای بدون متنش، کاندید نوبل ادبیات بود
.
تزوكا سبك مانگا را در دهه50 و تحت تأثیر كارهای دیزنی خلق كرد. او درشتی چشمهای كاراكترهایش را از چشمهای میكیماوس گرفته بود و بعدها چند شخصیت هم از روی كاراكترهای والت دیزنی خلق كرد. از جمله «پسر فضایی» كه از روی سوپرمن ساخته شد و «كیمبا، شیر سفید» كه الهام گرفته از كارتون «شیرشاه» بود
.
این پزشك پركار، خودش كارتون «یونیكو» را ساخته و داستان خیلی از كارتونهای ژاپنی، مال اوست. او منبع الهام و آموزش تمام مانگاكارهای بعدی بود و معروف است كه تمام كسانی كه مانگا كشیدهاند، حداقل یك دوره در همان آپارتمانی زندگی كردند كه تزوكا زندگی میكرد
.
اوسامو تزوكا در دهه70 به كمپانی توئی آمد و تعداد زیادی داستان و كاراكتر برای آنها خلق كرد. اما عاقبت از دست مسؤولان این كمپانی كه فقط به دنبال فروش در بازارهای غربی بودند خسته شد و زد بیرون. و این، درست همان علتی بود كه میازاكی را از توئی فراری داد
.
كمپانی توئی مظهر اغراق و نیز كار سفارشی (آن هم عمدتا برای بازارهای غرب) است. تعداد اپیزودهای كارتونهای این كمپانی اكثرا سه رقمی است و معمولا با هر سوژه، چند كارتون ساختهاند. از جمله سوژة روباتها و زندگی در فضا
.
این کمپانی (ظاهرا با نظر و سفارش دولت ژاپن كه میخواست فرهنگ روباتها را بین مردمش جا بیندازد) از سال1965 به بعد، تقریبا هر سال یك كارتون ساخته پر از روبات و موجودات عجیب و غریب، و البته روابط عجیب و غریبتر. (خود کمپانی سری «دیجیمون» را به عنوان نقطة اوج و فرم مطلوب این دسته از کارتونهایش معرفی کرده
.)
این روش شاید برای بینندة غربی جالب باشد، اما توئی در خود ژاپن محبوبیت ندارد. معلوم هم هست چرا. کمپانیای که افسانة مردمی ژاپنی، یعنی ایکیوسان را در دستة «کمدی» جا بدهد، هیچوقت نمیتواند جای«نیپون» را بگیرد. حالا اروپاییها هرچی دلشان میخواهد بگویند
.
مانگاشناسی در سه سوت
«
مانگا» یا «كارتون ژاپنی»، خصوصیات تابلویی دارد كه از روی آنها راحت میشود یك مانگا را از یك كارتون غیرمانگا تشخیص داد. بخشی از این خصوصیات، نكات كالبدشناسانهای است كه مسلما به خاطر دانش پزشك خالق اینگونه است و بخش دیگر، از روی اغراقها میآید.