چقدر مرا دوست داری؟ Combien tu m'aimes
نویسنده و کارگردان: برنار بلیه. موسیقی: انتخابی. مدیر فیلمبرداری: فرانسوار کاتونه. تدوین: ماریون مونستیه. طراح صحنه: فرانسوا د لاموته. بازیگران: مونیکا بلوچی[دانیلا]، برنار کامپون[فرانسوا]، ژرار دپاردیو\چارلی]، ژان پی یر داروسین[آندره میگوت]. ٩٥ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ فرانسه، ایتالیا. فرانسوا که از بازی لوتو پنج میلون دلار به دست آورده، تصمیم دارد تا زمانی که این پول تمام شود با زن رویاهایش دانیلای روسپی بگذراند. دانیلا قرار است در برابر دستمزدی بالا با فرانسوا زندگی کند. دانیلا می پذیرد، اما مانعی در سر راه شان قرار دارد: چارلی، معشوق گانگستر دانیلا. چرا باید دید؟ یکی از بزرگ ترین مولف های سینمای امروز فرانسه که تخصص غریبی در ساختن کمدی های سیاه دارد[شخصاً عاشق فیلم لباس شب او هستم]. فرزند برنارد بلیه بازیگر نام آور سینمای فرانسه و صاحب رکوردی قابل اعتنا در جشنواره کن[چهار بار نامزد نخل طلا و برنده جایزه بزرگ هیئت داوران] و مراسم سزار[ سه بار برنده جایزه بهترین کارگردانی و فیلمنامه و بیش از همین تعداد نامزدی در رشته های مختلف] است. او که از ١٩٦٣ با ساختن فیلم هیتلر، اسمش هم نشنیده ام وارد سینما شد تا امروز ١٨ فیلم ساخته و نمایش هر کدام از آنها حادثه ای در سینمای فرانسه محسوب می شود. آخرین فیلم او چقدر مرا دوست داری؟ که با سرمایه ١٠ میلیون یورو تولید شده، از کارهای برجسته بلیه نیست. اما نام استاد و بازیگرانی چون بلوچی و دپاردیو کافی است تا هر سینما دوستی را به سالن ها بکشاند. چقدر منو دوست داری؟ که شباهت هایی با معشوقه گانگستر[مارچلو ماسترویانی و سوفیا لورن] دارد، یعنی یک ساعت و نیم خنده و تفریح! غفلت موجب پشیمانی خواهد بود. ژانر: کمدی، درام.
راهی به سوی گوانتاناموThe Road to Guantanamo
کارگردان: مایکل وینترباتم، مت وایتکراس. موسیقی: هری ایسکات، مالی نایمن. مدیر فیلمبرداری: مارسل زایسکایند. تدوین: مت وایتکراس، مایکل وینترباتم. طراح صحنه: مارک دیگبی. بازیگران:ریز احمد[شفیق]، فرهاد هارون[روحل]، عرفان عثمان[عاصف]، شاهد اقبال[زاهد]، شر خان[شر خان]. ٩٥ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ انگلستان. چهار جوان مسلمان انگلیسی، بعد از ماجرای ١١ سپتامبر ٢٠٠١ به افغانستان می روند. اما غوغای پس از این حادثه زندگی آنها را نیز بر هم می زند. آنها از سوی نظامیان آمریکایی به اتهام همکاری با القاعده دستگیر و به زندان گوانتانامو در کوبا فرستاده می شوند. در آنجا مورد ش * ک نجه واقع می شوند و می کوشند در طول دو سالی که مجبور به ماندن در گوانتانامو هستند، زنده بمانند. چرا باید دید؟ مایکل وینترباتم که با فیلم در این دنیا با نگاه به مسئله پناهندگان افغان توانست خرس طلای جشنواره برلین ٢٠٠٣ را کسب کند، امسال نیز با فیلمی مروبط به افغانی ها در همین جشنواره خرس نقره ای را به چنگ آورد. زندان گوانتانامو و حوادثی که در آن رخ داده، از مهم ترین وقایع سال های اخیر در روند پروسه مبارزه با تروریسم و کانون ها شر است. جنگ صلیبی تازه ای که جورج بوش به راه انداخت، چهره کریه خود را خیل زود عیان کرد و نمایش این فیلم نیز جنجال هایی درباره شباهت میان این زندان با اردوگاه های نازی را سبب شده است. وینترباتم که چند سال قبل برای فیلمبرداری بخش هایی از فیلم در این دنیا به ایران سفر کرده بود، این بار قسمت عمده ای از فیلم خود را در ایران- البته با سکوت کامل خبری- فیلمبرداری کرده است. وینترباتم و وایتکراس بخش های مربوط به افغانستان را در سیستان و بلوچستان ایران و زندان گوانتانامو را در منطقه چیتگر تهران بازسازی کردند. مهدی صفوی در این فیلم نقش یک افسر آمریکایی را بازی کرده و شهریار شهباز زاده نیز مدیر تولید بخش ایران بوده است. راهی به سوی گوانتانامو که با سرمایه اندک یک و نیم میلیون یورو تهیه شده، تا امروز در سینماها و تلویزیون های کشورهای زیادی به نمایش در آمده و واکنش های بسیار خوبی از سوی منتقدان نیز دریافت کرده است. در شماره های آتی با مت وایتکراس – یکی از کارگردان های فیلم- گفتگویی مفصل درباره این فیلم خواهیم داشت. ژانر: درام.
کارگردان: برت راتنر. فیلمنامه: سایمون کاینبرگ، زیک پن. موسیقی: جان پاول. مدیر فیلمبرداری: فیلیپ روسلو، دانته اسپینوتی. تدوین: مارک گلدبلات، مارک هلفریش، جولیا وانگ. طراح صحنه: اد وریو. بازیگران: پاتریک استوارت[پروفسور چارلز زاویر]، هیو جکمن[اوگان/ولورین]، ایان مک کلن[اریک لنشر/ماگنیتو]، هالی بری[اُرورو مونرو/استورم]، فمکه جنسین[دکتر جین گری/فونیکس]، آنا پاکوین[ماری/روگ]، محصول ٢٠٠٦ آمریکا. جین گری که زندگی خود را فدای دوستانش کرده، با کمک نیرویی به نام دارک فونیکس به زندگی باز می گردد. گروه مردان ایکس برای اولین بار مجبور به یک انتخاب شده است، راه درمان تازه ای پیدا شده و انسان های جهش یافته می توانند مانند انسان های عادی به زندگی ادامه دهند. اما استفاده از نیروهای غیر طبیعی آنها و امکان بازگرداندن شان به حیات طبیعی باعث نبردی میان پروفسور زاویر و ماگنیتو شده است و اینک بعد از مجادله ای طولانی هر دو طرف برای آخرین و بزرگ ترین جدال خود آماده می شوند. چرا باید دید؟ کمیک استریپ های مارول در طول دو دهه گذشته منبع پر درآمدی برای سازندگان فیلم های مهیج بوده و مردان ایکس یکی از محبوب ترین آنها به شمار می رود. قسمت های پیشین این مجموعه که در سال های ٢٠٠٠ و ٢٠٠٣ به نمایش در آمد توسط برایان سینگر کارگردانی شده بود و با توجه به موفقیت او در برگردان این قصه همه می پنداشتند قسمت سوم را نیز او کارگردانی خواهد کرد، اما دریافت پیشنهاد ساختن بازگشت سوپرمن برای او فریبنده تر از آنی بود که بتواند چشم پوشی کند. اما تصمیم گیرنده نهایی استودیو بود و قرار شد که برت راتنر- سازنده ساعت شلوغی و اژدهای سرخ- این محصول ١٥٠ میلیون دلاری را کارگردانی کند. این قسمت که پرسوناژ های تازه ای-کیتی پراید/شادوکت، دکتر هنک مککوی/بیست، وارن وورتنیگتون سو/انجل- را در آن شاهد خواهیم بود، با فیلمبرداری اسپینوتی و صحنه های پرخرجی که برای ان تدارک دیده شد، یقیناً دوستداران قصه های مارول را خشنود خواهد ساخت. باید منتظر ماند و دید که راتنر با میراث سینگر و مارول چه کرده است. ژانر: اکشن، فانتزی، علمی تخیلی، تریلر.
نویسنده و کارگردان: پل ویتز. موسیقی: استیون تراسک. مدیر فیلمبرداری: رابرت الزویت. تدوین: مایرون کرستین. طراح صحنه: ویلیام آرنولد. بازیگران: هیو گرانت[مارتین تویید]، دنیس کواید[رئیس جمهور استاتن]، مندی مور[سالی کندو]، ویلم دفو[مدیر]، کریس کلاین[ویلیام ویلیامز]، مارشیا گی هاردن[همسر رئیس جمهور]، جنیفر کولیج[مارتا کندو]. ١٠٧ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ آرمیکا. سالی آرزو دارد که ستاره موسیقی شده ودر برنامه تلویزیونی American Dreamz شرکت کند. او برای این کار دوست پسرش را ترک کرده و با مجری این برنامه مارتین تویید رابطه برقرار می کند. همزمان عمر، پسری عرب پا به آمریکا می گذارد تا با اقوام خود ملاقات کند و تصادفاً برای حضور در این مسابقه انتخاب می شود. رئیس جمهور آمریکا نیز که دچار افسردگی شده، به پیشنهاد معاون اش تصمیم می گیرد