معرفی فیلم
      

 
Persian Forum Network - Try to be a Professional
صفحه نخست .:.  کاربران .:.   .:. تقویم  .:. کاربران آنلاین
خوش آمدید میهمان ( ورود | ثبت نام )
  /     /  


««12345»»»

معرفی فیلم باز / بسته
نویسنده
پیغام
ارسال شده در تاریخ جمعه 12 آبان 1385 - 10:39 صبح


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
ماهی کوچک

Little Fish



    



کارگردان: روآن وودز. فیلمنامه: ژاکلین پرسکه. موسیقی: ناتان لارسون. مدیر فیلمبرداری: دانی روهلمان. تدوین: جان اسکات، الکساندر د فرانچیزی. طراح صحنه: لوئیجی پیتورینو. بازیگران: کیت بلانشت[تریسی هارت]، سام نیل[براد]، هوگو ویوینگ[لایونل داوسون]، مارتین هندرسون[ری هارت]، نونی هزلهرست[جنل هارت]، جوئل توبک[استیون]، لیزا مک کان[لورا]، سوزی پورتر[جنی]. ١١٤ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ استرالیا. نامزد ١١ جایزه و برنده جایزه بهترین تدوین از انستیتوی فیلم استرالیا، نامزد ٨ جایزه و برنده جایزه موفقیت تجاری از IF Awards.

گذشته تریس هارت وی را رها نمی کند. او ٣٢ سال دارد و چهار سال گذشته را صرف رهایی از چنگ هروئین کرده است. تریسی که در یک ویدیو کلوپ کار می کند، آرزو دارد وامی ٣٠ هزار دلاری گرفته و با آن فروشگاه را خریداری کرده و با احداث یک کافی نت در کنار آن رونقی به زندگی خود بدهد. رابطه تریسی با مادر و برادرش ری چنگی به دل نمی زند و زمانی که سر و کله معشوق پیشین او، جانی ویتنامی تبار، در شب تولدش پیدا می شود این رابطه تیره و تارتر می شود. با تقاضای وام تریسی موافقت نشده، و از سوی دیگر رابطه او با پدرخوانده اش لایونل- که او نیز معتاد است- به مذاق مادرش خوش نمی آید. لایونل که زمانی ورزشکار و خواننده موفقی بوده، اینک جدا از آنها زندگی می کند. لایونل که دوجنسگراست با براد تامسون- یکی از توزیع کنندگان بزرگ مواد- روابطی به هم زده، اما براد نیز از دست او خسته شده و قصد رها کردن لایونل را دارد. ری و جانی با همکاری استیون، معاون براد، قصد دارند تا با پخش مواد پولی فراهم کنند، تا به تریسی بدهند. اما همه چیز با رفتن لایونل به نزد براد پیچیده می شود. به زودی تریسی، ری و جانی خود را با ماجرایی هولناک رو در رو می یابند، حادثه ای که همه زندگی آنها را تغییر می دهد.



چرا باید دید؟

روآن وودز که از ١٩٨٨ با بازی در فیلم های استرالیایی وارد سینما شد و در ١٩٩٨ با کارگردانی The Boys در جشنواره های متعدد خوش درخشید-و تا نامزدی نخل طلای برلین نیز پیش رفت- با ماهی کوچک نشان می دهد که موفقیت امری تصادفی نیست. ماهی کوچک یکی از بهترین درام هایی است که تا امروز درباره اعتیاد ساخته شده و نشان دهنده ارادت او به جارموش است. وودز شخصیت هایش را در محله ویتنامی های سیدنی- سایگون کوچک- با دقت یک چشم چران خبره زیر نظر می گیرد و نابودی آنها را در زیر سلطه مواد مخدر به نمایش می گذارد. با این حال فیلم او نومیدانه نیست. در یک کلام ماهی کوچک درباره نیاز همگی ما به رستگاری است. رهایی از چنگ مواد نشانه ای به رهایی است. تماشاگر به همراه تریسی و دیگران شهامت رویارویی با ترس و کشف مجددد عشق را پیدا می کند و این برای هر فیلمسازی دستاورد اندکی نیست. فیلم با بردن جسد لایونل به کنار دریا توسط تریسی، ری و جانی تمام می شود. تریسی شاهد به آب زدن جانی و برادر معلول خویش است و خاطرات خوش دوران کودکی را مرور می کند. صحنه ای که بی شباهت به سکانس پایانی در بهشت را زدن[تیل شوایگر] نیست. با این حال ماهی کوچک اصالتی ورای این شباهت دارد و نگاهی موشکافانه به جوامع چند فرهنگی امروز دنیای اطراف و کسانی است که درون آن دست و پا می زنند. نقطه قوت فیلم، نه تنها کارگردانی دقیق و سنجیده وودز بلکه بازی های درخشان کیت بلانشت- الیزابت را فراموش کنید-، هوگو ویوینگ- بهترین نقش او بعد از فیلم بازجویی - و سام نیل است. برای کسانی که سینمای استرالیا را هنوز کشف نکرده اند، دیدار ماهی کوچک یک حادثه بزرگ خواهد بود!

ژانر: درام، تریلر.



زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ...

ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
پست شماره 74589
تبلیغات
ارسال شده در تاریخ جمعه 12 آبان 1385 - 10:44 صبح


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
کشتی شکستگان فضایی

Star Wreck: In the Pirkinning





    



کارگردان: تیمو ورنسولا. فیلمنامه: رودی آیریستو، یارمو پوسکالا، ساموئلی تورسونن. موسیقی: تاپانی سیرتولا. مدیر فیلمبرداری: سامی اهو مانتیلا. بازیگران: ساموئلی تورسونن[امپراتور جیمز بی. پیرک]، آته یوتسن[کاپیتان یونی کی. شروپی]، تیمو ورنسولا[فرمانده دوارف]، انتی ساتاما[اینفو]، یوناس هونکونن[سرگئی فوکوف]. ١٠٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ فنلاند.

کاپیتان جیمز بی. پیرک که عازم ماموریتی مهم بوده بعد از خرابی سفینه اش مجبور به فرود در زمین- فنلاند در سال های پایانی قرن بیستم- شده است. زندگی در روی کره زمین سخت است و خدمه سابق او مجبور به انجام کارهایی مانند فروختن ساندویچ شده اند. پیرک که از زندگی در زمین خوشحال نیست، قصد دارد تا سفینه اش را ترمیم کرده و به اینده بازگردد. اما سفینه توسط یکی از خدمه به دانشمندان روسی فروخته شده است. پیرک و دوستانش به پایگاه دانشمندان روسی حمله کرده و کنترل آنجا را به دست می گیرند. پس از تولید سفینه ها و سلاح هایی تازه با اولیانف رئیس جمهور روسیه پیمانی امضا کرده و برای به راه انداختن یک امپراتوری تازه متحد می شوند. بعد از به دست گرفتن قدرت در روی زمین، پیرک اولیانف را برکنار کرده و خود را امپراتور می نامد. اما در سفری فضایی به قصد گسترش قدرت خود با سفینه کاپیتان شروپی روبرو می شود که میهن پرستی پر حرف است و قصد تسلیم شدن به پیرک را ندارد. نبردی بزرگ در می گیرد، اما در پایان نبرد هر چند شروپی و دیگران نابود می شوند ولی پیرک به همراه فرمانده دوارف و اینفو نیز به دالان زمان پرتاب شده و بار دیگر سر از کره زمین در می آورند. البته با یک تفاوت جزئی نسبت به دفعه گذشته، چون این بار در عصر یخبندان به زمین بازگشته اند.



چرا باید دید؟

پر فروش ترین فیلم سال گذشته سینمای فنلاند فیلمی از برادران کوریسماکی نبود، بلکه اولین فیلم تیمو ورنسولا جوان –متولد ١٩٧٩-بود که برای ساختن آن به همراه دوستانش هفت سال تمام وقت صرف کرده بودند. این گروه که از سال ١٩٩٢ با ساختن اپیزودهای کوتاهی تحت عنوان کشتی شکستگان فضایی برای کانال YLE آغاز به کار کرده بودند، تصمیم گرفتند که تمامی ایده های خود را در قالب فیلمی بلند عرضه کنند. برای این کار لازم بود تا سرمایه ای تهیه شده و برای جلوه های ویژه آن نیز تمهیداتی اندیشیده شود. سرانجام با جمع کردن ١٥ هزار یورو مشکل حل شد. این مبلغ که حتی برای سینمای تجربی نیز مبلغی ناچیز محسوب می شود، در دست های این گروه از جان گذشته تبدیل به سکانس هایی شد که از جلوه های ویژه جنگ ستارگان نیز دست کمی ندارند و تا نبینید باور نخواهید کرد!

کشتی شکستگان فضایی که هجویه سریال های موفق دهه های ١٩٧٠ و ٨٠ سفرهای ستاره ای /پیشتازان فضا و بابیلیون ٥ به شمار می رود، سرشار از شوخی های تصویری و کلامی با وضعیت امروز فنلاند و روسیه است که درک و دریافت تعدادی از آنها برای کسانی که فنلاند را از نزدیک ندیده اند اندکی دشوار است. مانند حضور زنان در پس زمینه فیلم که در کشوری مانند فنلاند با وجود درصد بالای زنان در میان آمار جمعیت فنلاند و در دست داشتن اغلب مشاغل مهم نه فقط یک شوخی بلکه انتقامی تصویری نیز محسوب می شود. چون اکثریت بیکاران فنلاند را مردان تشکیل می دهند. تهیه کنندگان فیلم برای پخش فیلم خود در کشورهای دیگر ترفندی تازه انتخاب کردند و آن قرار دادن نسخه DivX آن به شکل رایگان با زیر نویس انگلیسی در اینترنت بود که تا امروز نزدیک به دو میلیون بار دانلود شده است. شما هم اگر به نسخه دی وی دی آن دسترسی ندارید، فرصت را برای دانلود آن در این آدرس[http://www.starwreck.com] و تماشای یک هجویه تمام عیار از دست ندهید.

ژانر: اکشن، کمدی، علمی تخیلی.



زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ...

ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
پست شماره 74590
ارسال شده در تاریخ شنبه 13 آبان 1385 - 9:22 بعدازظهر


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
کوکب سیاه
The Black
Dahlia



کارگردان: برایان د پالما.
فیلمنامه: جاش فرایدمن بر اساس رمانی از جیمز
الروی. موسیقی: مارک ایشام. مدیر فیلمبرداری:
ویلموش زیگموند. تدوین: بیل پنکاف. طراح صحنه:
دانته فره تی. بازیگران: جاش هارتنت[دوایت
بلیکرت]، اسکارلت جوهانسون[کی لیک]، آرون
اکهارت[لی بلنچارد]، هیلاری سوانک[مدلین لینسکات]،
میا کرشنر[الیزابت شورت]، مایک استار[راس میلارد].
١٢١ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ آلمان، آمریکا. نامزد شیر
طلایی جشنواره ونیز.
دهه ١٩٤٠، لس آنجلس. جسد
دختری به نام الیزابت شورت در حالی که از وسط به
دو نیم شده، یافته می شود. دوایت بلیکرت و لی
بلنچرد کارآگاهان پلیس مامور تحقیق درباره این
پرونده می شوند. دوایت در جستجوهایش به دختری جذاب
و شبیه به الیزابت به نام مدلین لینسکات برخورد
کرده و عاشق وی می شود. همزمان لی که دوست دختری
زیبا به نام کی دارد، کشته می شود. دوایت که
دریافته لی و بسیاری دیگر از مامورین پلیس فاسد
هستند، تصمیم دارد تا راز مرگ الیزابت را به
تنهایی کشف کند. او به زودی درمی یابد که مدلین و
خانواده او در ماجرای مرگ الیزابت دخیل هستند، اما
رابطه پر حرارت میان او و مدلین و از سوی دیگر عشق
بر زبان نیامده اش نسبت به کی همه کارها را بیش از
پیش برای دوایت سخت تر می کند.

چرا باید
دید؟

به جرات می توان گفت آخرین ساخته
استاد برایان دپالما که حاصل بیش از چهار دهه
فیلمسازی است، یکی از بهترین فیلم های امسال است
که هر عاشق سینمایی را به وجد می آورد. کوکب سیاه
که بر اساس پرونده مشهور و همچنان گشوده مرگ
الیزابت شورت در سال ١٩٤٧ و کتاب جیمز الروی به
همین نام- منتشر شده در ١٩٨٦- ساخته شده، به یکی
از سیاه ترین و بدنام ترین حوادث قرن بیستم آمریکا
می پردازد. این واقعه که تا به امروز یک نسخه
سینمایی دیگر[اعتراف های حقیقی، ١٩٨١، اولو
گروسبارد] یک فیلم مستند[دختری از مدفورد، کایل جی
وود] و یک فیلم تلویزیونی[کیست این کوکب سیاه؟،
١٩٥٧، رابرت لینسکی]ساخته شده، در دستان سازنده
روش کارلیتو تبدیل به فیلمی نمونه ای در ژانر نوآر
شده است. جیمز الروی که بر اساس داستان های او تا
امروز فیلم های پلیسی/جنایی معروفی چون محرمانه:لس
آنجلس ساخته شده، بر خلاف پیشگامان و استادان خود
قهرمانش را نه از میان کارآگاهان خصوصی، بلکه از
میان مامورین پلیس انتخاب کرده و از این رهگذر
نگاهی از درون به فساد در تشکیلات پلیس می اندازد.

کوکب سیاه که با سرمایه ٥٠ میلیون دلار تهیه
شده، از نظر طراحی صحنه، لباس و موسیقی در نوع خود
کم نظیر است و حال و هوای دهه ١٩٤٠ آمریکا را به
خوبی زنده می کند. اما انتخاب جاش هارتنت و بازی
کم جان او از تاثیر روایت و کوشش های دیگر عوامل
به شدت کاسته و تنها زیبایی نفس گیر خانم جوهانسون
است که در کنار بازی سوانک به نقش یک زن مرگبار[که
جایگزین اوا گرین و فیروزا بالک شد]، فیلم را سر
پا نگاه می دارد. تماشاگر با دیدن هارتنت یقیناً
بر نبود هنرپیشگانی چون بوگارت یا رالف میکر افسوس
خواهد خورد. اما این انتخاب غلط نمی تواند دستاورد
دپالما را کلاً زیر سوال ببرد، حتی اگر در گیشه
موفقیت مالی زیادی به چنگ نیاورده باشد. البته این
پروژه در دستان دیوید فینچر-که به شدت علاقمند
ساختن فیلمی سه ساعته و سیاه و سفید بر اساس این
ماجرا بود - فیلم مدرن تر و پر تحرک تری از کار در
می آمد. کوکب سیاه یک محله چینی های دیگر نیست،
اما یک فیلم حرفه ای به معنای کاملاً کلمه است که
دیدن آن به دوستداران فیلم های جنایی/پلیسی و فیلم
های دپالما توصیه می شود.
ژانر: جنایی، درام،
راز آمیز، تریلر.






زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ...

ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
پست شماره 74591
ارسال شده در تاریخ یکشنبه 14 آبان 1385 - 7:36 بعدازظهر


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
باورهای زیبا
Pretty
Persuasion


کارگردان: مارکوس سیه گا.
فیلمنامه: اسکندر حلیم. موسیقی: گیلدا بن امرام.
مدیر فیلمبرداری: رمزی نیکل. تدوین: نیکلاس
اراسموس. طراح صحنه: پل اُبرمن. بازیگران: اوان
ریچل وود[کیمبرلی جویس]، ران لیونگستون[پرسی
آندرسون]، جیمز وودز[هنک جویس]، جین
کراکووسکی[امیلی کلاین]، الیزابت
هارنواز[بریتانی]، سلما بلیر[گریس آندرسون]، آدی
شنال[راندا]، استارک سندز[تروی]، دنی کامدن[راجر
نیکول]، جیمی کینگ[کتی جویسه]. ١٠٤ دقیقه. محصول
٢٠٠٥ امریکا. برنده جایزه جایزه مستقل های آلمانی
از جشنواره اولدنبورگ، نامزد جایزه بزرگ و ویژه از
جشنواره دوویل و نامزد جایزه ویژه هیئت داوران از
جشنواره سندنس.
کیمبرلی جویس که در مدرسه ای
خصوصی متعلق به افراد مرفه جامعه در بورلی هیلز
درس می خواند، دوستانش بریتانی ولز و دختر عربی به
اسم راندا آزومی را با طرح نقشه ای دقیق با خود
همراه می کند تا معلم ادبیات و نمایش خود، پرسی
آندرسن را به اتهام مزاحمت جنسی به دادگاه
بکشانند. همزمان امیلی کلاین گزارشگر یکی از
تلویزیون های محلی که توجه اش به این ماجرا جلب
شده، شروع به تهیه برنامه هایی جنجالی در مورد این
ماجرا می کند. پخش این برنامه و جلسات دادگاه
زمینه ساز مشهور شدن کیمبرلی را فراهم می کند. اما
دادگاه ظاهراً آن طور که او می خواسته پیش نمی رود
و بریتانی همه چیز را هنگام بازپرسی لو داده و در
نتیجه پرسی تبرئه می شود. به نظر می رسد که همه
چیز با خودکشی راندا و جدایی بریتانی از دوست پسرش
به پایان خود نزدیک شده، اما کیمبرلی باور دارد که
بر خلاف نظر آنها همه چیز به خوبی پیش رفته است.


چرا باید دید؟
نسخه فکر شده تر
رفتار وحشیانه که بر خلاف فیلم مک ناوتن یک تریلر
جنایی نیست و نشان می دهد که در عالم واقعیت
باورهای غلطی که به چشم شما زیبا می آیند، چگونه
می توانند به تباه کردن زندگی دیگران منتهی شود.
همه این نقشه حساب شده که توسط کیمبرلی طراحی و
اجرا شده، یک انتقام همه جانبه از بریتانی- به
اتهام دزدیدن دوست پسر او- پرسی آندرسون- به خاطر
گرفتن نقش آن فرانک از کیمبرلی در نمایش مدرسه- و
سرانجام راندای نگون بخت است که باید فدای تمایلات
نژادپرستانه او شود.
تصویری که مارکوس سیه گا
در چهارمین فیلم بلند خود- پس از تجربیات فراوان
در ساخت سریال های تلویزیونی – از زنان آمریکایی
به نمایش می گذراند، تاجرانی بی رحم را یادآوری می
کند که برای رسیدن به هدف خود هر کاری را مجاز می
پندارند. ازدواج و داشتن روابط جنسی نیز معاملاتی
بیش نیستند، حتی می توان با لذت تمام به
همجنسگرایی نیز وانمود کرد- مانند رابطه میان
امیلی کلاین و کیمبرلی که به باج خواهی می انجامد-
و با خونسردی هر چه تمام تر مرگ یک انسان دیگر-
راندا- را شاهد بود. راندا تنها دختر محجبه و
ظاهراً مسلمان مدرسه است و پدر متمولش برای یافتن
رویای آمریکایی او را به آنجا فرستاده، اما فقط
کابوس نصیب اش شده است. مدرسه کلمباین را یادتان
هست؟
باورهای زبیا در نگاهی تهورآمیز رابطه
پدران و فرزندان را در بطن خانواده های امروزی
آمریکایی نیز نقد می کند، از پدر هروئینی کیمبرلی-
با بازی خوب وودز- که سرگرم معاشقات تلفنی است تا
پدر مذهبی راندا که بعد از رسوایی در دادگاه دخترش
را از خود می کند. او نمونه یک تکنوکرات آسیایی یا
آفریقایی است که طعم رفاه زندگی غربی را چشیده،
اما در مواجهه با خصلت های فرهنگی آنان فروتنی و
حتی خویشتنداری خود را به نمایش نمی گذارد. همه
آنها موجودات- یا هیولاهایی- ثروتمند هستند که جز
رضایت خاطر خود به چیز دیگری فکر نمی کنند، پس
کیمبرلی به عنوان کسی که در چنین محیطی بزرگ شده،
یک نابغه به شمار می رود و می تواند آب پاکی را
روی دست والدین اش بریزد و می ریزد!
مارکوس سیه
گا متولد ١٩٦٩ کوئینز با فیلم Stung در ١٩٩٩ وارد
سینما شد و با دومین فیلم خود باورهای زیبا – که
همزمان با سومین فیلمش آدم سطح پایین ساخته شده-
نشان می دهد که موضوع اختلافات طبقاتی و شکاف نسل
ها برایش موضوعی بسیار جدی است. وی هم اکنون سرگرم
به پایان بردن آخرین فیلم خود تئوری آشوب است و
باید منتظر ماند و دید که حاصل کار- با وجود نام
جذابش- چه خواهد بود. اما تا آن روز باورهای زیبا
می تواند اندرزهایی مفید به شما در رویارویی با
زنان آمریکایی یاد بدهد، هر چه باشد زنان مرگبار
فیلم های آمریکایی[femme fatal] هرگز نمی میرند!
نژادپرست های خوش ظاهر را هم فراموش
نکنید!
ژانر: کمدی، درام.


 






زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ...

ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
پست شماره 74592
ارسال شده در تاریخ دوشنبه 15 آبان 1385 - 7:13 بعدازظهر