معرفی فیلم
      

 
Persian Forum Network - Try to be a Professional
صفحه نخست .:.  کاربران .:.   .:. تقویم  .:. کاربران آنلاین
خوش آمدید میهمان ( ورود | ثبت نام )
  /     /  


12345»»»

معرفی فیلم باز / بسته
نویسنده
پیغام
ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 4 آبان 1385 - 1:31 صبح


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
نقاب آئینه

MirrorMask









    





کارگردان: دیو مک کین. فیلمنامه: نیل گیمن بر اساس داستانی از دیو مک کین و خودش. موسیقی: ایان بلامی. مدیر فیلمبرداری: تونی شیرن. تدوین: نیکلاس گستر. بازیگران: استفانی لئونیداس[هلنا]، جینا مک کی[جوآن]، راب برایدون[پدر هلنا]، جیسون بری[والنتین]، دورا برایان[نان]، رابرت لولین[گرایفون]، استیون فرای[کتابدار]. ١٠١ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ انگلستان، آمریکا. برنده جایزه هیئت داوران جوان و نامزد یوزپلنگ طلا از جشنواره فیلم لوکارنو.

هلنای ١٥ ساله که به همراه والدین اش در سیرک کار می کند، آرزو دارد تا از زندگی سیرک گریخته و زندگی واقعی را تجربه کند. این تصمیم سبب بروز درگیری لفظی میان هلنا و مادرش جوآن می شود. بعد از این واقعه جوآن بیمار و در بیمارستان بستری می شود. این کار برای هلنا و پدرش تعطیلاتی اجباری را به همراه دارد، چون جوآن بایستی تحت عمل جراحی قرار بگیرد. هلنا که خود را در این ماجرا مقصر می داند و در دلهره نتیجه عمل قرار دارد، در رویا به سرزمینی پای می گذارد که همه در آن نقاب بر چهره دارند. ملکه اصلی این سرزمین، زنی سفیدپوش و شبیه به جوآن- بیمار شده و هلنا باید نقاب آینه را به دست بیاورد تا وی بهبود یافته و سرزمین اش را از چنگ سیاهی ها نجات دهد. اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، چون ظاهراً جای هلنا را نیز در دنیای واقعی دختری بدقلق گرفته است...



چرا باید دید؟

دیو مک کین متولد ١٩٦٣ که در سال ٢٠٠٢ با فیلم N[eon] موفق شد تا جایزه بزرگ تکنیک جشنواره کلرمون-فران را به دست بیاورد، بار دیگر دست به خلق دنیایی زده که در عین بدیع بودن، نه فقط برای نوجوان ها بلکه برای بزرگ تر ها نیز واجد همیت و جذابیت است. قصه فیلم که مانند اغلب داستانهای پریوار حول و حوش احساس گناه و نجات مادر می چرخد در دست های مک کین تبدیل به بهانه ای برای خلق دنیایی حیرت انگیز شده که از تجربه های کافکا، خوآن میرو سالوادور دالی بهره مند است. دستاورد او از نظر فنی در زمانه ای که همه بر طبیعی تر بودن حرکات حیوانات و ادم های خیالی در قصه های کودکان و نوجوانان اصرار دارند، قدمی به جلو محسوب نمی شود. بلکه تجربه ای متفاوت تر و لاجرم دیدنی تر را فراهم می کند. تاکید مک کین بر نقاشی و سیرک"آیا خود زندگی یک سیرک نیست؟" بر بدعت های بصری فیلم رنگی تجربی می دهد که در زمانه ما چیزی کمیاب است. اگر از دیدن هری پاتر ها، ارباب حلقه و نارنیا خسته شده اید و محتاج چیزی تازه تر هستید که ذهن تان را به چالش بطلبد، نقاب آینه بهترین است.

ژانر: فانتزی.




زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ...

ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
پست شماره 11012
تبلیغات
ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 4 آبان 1385 - 1:47 صبح


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
جون باگ

Junebug





[/IMG]







کارگردان: فیل موریسون. فیلمنامه: آنگوس مک لاکلن. موسیقی: یو لا تنگو. مدیر فیلمبرداری: پیتر داناهیو. تدوین: جو کلوتز. طراح صحنه: دیوید دوئرنبرگ. بازیگران: امی آدامز[اشلی]، امبث داودیتز[مدلین]، آلساندرو نیوولا[جورج]، فرانک هویت تیلور[دیوید وارک]، سلیا وستون[پگ]، اسکات ویلسون[یوجین]، بنجامین مکنزی[جانی]. ١٠٦ دقیقه. محصول ٢٠٠٥ آمریکا. برنده بهترین بازیگر زن/امی آدامز از انجمن منتقدان مرکز اوهایو، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل/امی آدامز از مراسم انجمن منتقدان فیلم رسانه، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل/امی آدامز از انجمن منتقدان فلوریدا، برنده جایزه بهترین بازیگر زن و نامزد بهترین کارگردانی از مراسم گاتام، نامزد اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل/امی آدامز، برنده جایزه بهترین بازیگر زن و نامزد بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم از مراسم Independent Spirit، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل/امی آدامز از انجمن ملی منتقدان آمریکا، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل/امی آدامز از انجمن منتقدان سان فرانسیسکو، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل/امی آدامز از انجمن منتقدان ساوت استرن، برنده جایزه ویژه /امی آدامز و نامزد جایزه بزرگ هیئت داوران از جشنواره سندنس، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل/امی آدامز از جشنواره ونکوور.

مدلین گالری داری میانسال بعد از برخورد با جورج در یک حراج، با او ازدواج می کند. یک هفته بعد مدلین برای معامله با نقاشی ناشناخته که در کارولینای شمالی زندگی می کند، باید راهی سفر شود. آن دو تصمیم می گیرند از این فرصت برای آشنایی مدلین با خانواده جورج- که در نزدیکی محل اقامت نقاش مذکور زندگی می کنند- استفاده کنند. اما به زودی مدلین می فهمد که ظاهراً این تصمیم برای آشنایی با پگ، مادر بدقلق، جانی برادر بدعنق، یوجین پدر کم حرف و اشلی همسر جوان و کودک صفت جانی، چندان تصمیم خوبی نبوده است. اقامت کوتاه مدت آنها با حوادثی کوچک از جمله بد قلقی های نقاش محلی و از دست رفتن کودک اشلی هنگام تولد همراه می شود. حوادثی که واقعیت های پشت پرده زندگی خانوادگی جورج را روشن می کند.



چرا باید دید؟

جون باگ تا این لحظه دومین فیلم بلند فیل موریسون [به همراه یک سریال تلویزیونی و دو فیلم ویدیویی] و شناخته شده ترین آنهاست که در جشنواره سندس و گاتام توجه منتقدان را به خود جلب کرد. اما نتوانست در گیشه توفیق چندانی به دست آورد. جون باگ که نام خود را از اسم ابداعی اشلی برای فرزندش وام گرفته، به مشکلات خانوادگی و نبود تفاهم در میان خانواده های امروزی آمریکایی می پردازد و این پیرنگ را با تم بد فهمی گالری دارها از هنر عامیانه به خوبی در هم می آمیزد. مدلین نمونه یک زن باهوش و موفق امروزی است که تصورات اش از زندگی خانوادگی در برخورد با اعضای ناهمگون خانواده همسرش به هم می ریزد. جون باگ در واقع سفر او به شمال کشورش و آشنایی با چیزهایی است که او را در مورد مردی که با وی ازدواج کرده، دچار تردید می کند. با وجود این که جون باگ یک فیلم جاده ای نیست، اما تم رستگاری این نوع فیلم ها را به خوبی به کار می گیرد و نتیجه آن فیلمی دیدنی است. فیلمی درباره ناهنجاری های موجود در زندگی شهرستانی آمریکایی از قبیل تمایلات مذهبی تا تصورات شان نسبت به اهالی شهرهای بزرگ است. جون باگ از بازی های خوبی برخوردار است، اما نبود هیجان در روند قصه تعقیب آن توسط تماشاگر را کمی مشکل می کند. اما اگر کمی حوصله به خرج بدهید، از تماشای آن پشیمان نخواهید شد.

ژانر: کمدی، درام.




زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ...

ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
پست شماره 74528
ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 4 آبان 1385 - 11:40 صبح


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
رنسانس

Renaissance









کارگردان: کریستین ولکمن. فیلمنامه: الکساندر د لا پاتلیه، ماتیو دلاپورته بر اساس داستانی از ژان برنار پوی، پاتریک راینال. موسیقی: نیکلاس داد. تدوین: پاسکال توسی. طراح صحنه: پاسکال والدس. صداها: دانیل کریگ[بارتلمی کاراس]، کاترین مک کورمک[بیسلین تاسویف]، رومولا گارای[ایلونا تاسویف]، جاناتنان پرایس[پل دلنباخ]، ایان هولم[یوناس مولر]، ریک واردن[آمیل]، مارک آلفونس[نصرت فارفلا]. ١٠٥ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه، انگلستان، لوکزامبورگ. برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم های انیمیشن انسی

دختر ٢٢ ساله ای به نام ایلونا تاسویف، متخصص ژنیتک که برای شرکت آوالون کار می کند، ربوده می شود. پلیسی فسادناپذیر و سرسخت به نام کاراس مامور یافتن وی می شود. کاراس با بیسلین، خواهر بزرگ تر ایلونا تماس گرفته و از او کمک می خواهد. به زودی کاراس توطئه ای را کشف می کند که با تحقیقات ژنتیک انجام شده درباره زندگی جاودانی در سال ٢٠٠٦ توسط یوناس مولر مشاور ایلونا ارتباط پیدا می کند. حال او باید زودتر از پل دلنباخ مدیر یک دنده شرکت آوالون که در صدد دستیابی به نتیجه ان تحقیقات است یا هر کس و هر چیز دیگر ایلونا را پیدا کند.



چرا باید دید؟

اولین فیلم بلند کریستین ولکمن با سرمایه ١٤ میلیون یورو محصولی گران قیمت و بلند پروازانه برای سینمای فرانسه است تا از این رهگذر بخت خود را در بازارهای جهانی بیازماید. رنسانس ترکیبی بدیع از متروپلیس، بلید رانر و شهر گناه در پاریس سال ٢٠٥٤ است که به صورت سیاه و سفید با کنتراست بالا فیلمبرداری شده و حاصل کار را نه فقط به رمان های گرافیک، بلکه تابلوهای اسکراچ برد تبدیل می کند. این ترکیب دیداری شنیداری جسورانه و تجربی رنسانس به یک فیلم نوآر پست مدرن تبدیل می کند که می تواند آبرویی تازه برای ژانر اکشن نیز کسب کند. پیرنگ فرعی داستان که شباهت هایی آشکار به مرد سوم دارد، بر فخامت قصه می افزاید و پیام فلسفی قابل اعتنایی نیز با خود دارد"بدون مرگ، زندگی بی معناست".

تکنیک تازه ای که برای فیلمبرداری رنسانس به کار گرفته شده، یعنی استفاده از هنرپیشه زنده و سپس پردازش تصویر در رایانه، قبلاً در قطار سریع السیر قطبی و دو فیلم از ریچارد لینکلیتر نیز به کار گرفته شده، اما نتیجه ای که ولکمن به دست آورده، فیلم او را از دیگر فیلم های مشابه متمایز می کند. پاریسی که او تصویر می کند، دیگر شهر عشاق نیست. بلکه سرزمین مخوف و تاریکی است که خطر در هر گوشه آن در کمین است. ولکمن که در سال ١٩٩٦ با فیلم کوتاه Maaz وارد دنیای فیلمسازی شده، با خلق دلهره و هیجانی که یک لحظه دچار افت نمی شود، خود را میراث دار بر حق سازندگان نوآر های دهه ١٩٥٠ نشان می دهد. تم زندگی جاودان که به نظر می رسد در میان رمان های گرافیکی فرانسوی[مانند انکی بیلال که سال گذشته فیلم فناناپذیر را ساخت] محبوبیت زیادی کسب کرده، در رنسانس به نحوی شایسته به عنوان مک گافینی آینده نگرانه به کار گرفته شده است. بنابر این اگر مدت هاست فیلم قابل اعتنایی از سینمای فرانسه ندیده اید، رنسانس می تواند زمینه آشنایی مجدد شما را با فیلم های فرانسوی فراهم کند. رنسانس در دو نسخه به زبان های فرانسوی و انگلیسی پخش شده است.

ژانر: انیمیشن، اکشن، درام، علمی تخیلی، تریلر



زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ...

ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
پست شماره 74529
ارسال شده در تاریخ جمعه 5 آبان 1385 - 10:25 بعدازظهر


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
هو یوان جیا / بی باک

Huo Yuan Jia/Fearless







    



کارگردان: رانی یو. فیلمنامه: کریس چاو. موسیقی: شیگارو اومه بایاشی. مدیر فیلمبرداری: هانگ سانگ پون. تدوین: ویرجینیا کتز، ریچارد لیروید. بازیگران: جت لی[هو یوان جیا]، شیدو ناکامورا[آنو تاناکا]، بتی سان[مون]، یونگ دانگ[نونگ جینسان]، هی چینگ پاو]مادر یوان جیا]، ناتان جونز[هرکول اوبراین]. ١٠٣ و ١٠٥ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ چین، هنگ کنگ، آمریکا. نام دیگر: بی باک جت لی، افسانه یک جنگجوJet Li's Fearless -Legend of a Fighter

سال های پایانی قرن نوزدهم، چین. هو یوان جیا شاهد مغلوب شدن پدرش در میدان مبارزه است و تصمیم می گیرد تا در آینده جنگجویی شکست ناپذیر شود. چند سال بعد وی در جوانی پشت همه حریفانش را به خاک رسانده و از قدرت خود دچار نخوت شده است. هو یوان جیا یک روز به خاطر یکی از شاگردانش به مبارزه با استادی محترم برمی خیزد و او را به قتل می رساند. شاگردان و پسر استاد، به خونخواهی وی همسر و فرزند هو یوان جیا را می کشند. هو یوان جیا سر به بیابان می گذارد تا غم خود را فراموش کند. پیرزنی روستایی و دختر نابینایش او را که در سرما مشرف به مرگ بوده، یافته و از او پرستاری می کنند. هو یوان جیا چند سال نزد آنان زندگی کرده و زندگی روستایی را سرشار از صلح می یابد. اما روزی فرا می رسد که باید بر سر خاک عزیزانش رفته و از بازماندگان استاد مرحوم نیز طلب ببخش کند. سال ١٩١٠ است و نیروهای ژاپنی و انگلیسی برای کسب منافع بیشتر در چین، دامنه رقابت را به میدان های نبرد هنرهای رزمی نیز کشانده اند. هو یوان جیا که تصمیم گرفته بود دست از مبارزه بردارد، با مشاهده پیروزی حریفان خارجی در میدان های نبرد و تحقیر ملت چین، تصمیم می گیرد بار دیگر پا به میان بگذارد.



چرا باید دید؟

باید بپذیریم که نسل تازه ای فیلم های هنرهای رزمی پا به میدان گذاشته که سعی دارند برای کسب بازارهای غربی از تکنیک های تازه برای هر چه باشکوه تر و فخیم تر نشان دادن قصه های خود بهره ببرند. بنابر این تعجبی ندارد که خانه خنجر های پرنده یا قهرمان و ببر کمین کرده، اژدهای پنهان به ماتریکس شبیه باشند. با این حال بی باک یک تفاوت اساسی با این آثار دارد و ان داستان واقعی مشهورترین جنگجوی قرن بیستم چین است که دستمایه اخرین فیلم رانی یو شده است.

رانی یو متولد ١٩٥٠ هنک کنگ از کارگردان های آسیایی شناخته شده ای است که در دهه ١٩٩٠ با فیلم عروس زال به شهرت رسید و توانست به هالیوود راه پیدا کند. آخرین فیلم هالیوودی او فردی علیه جیسون نام داشت که سه سال قبل به نمایش در آمد و اینک بعد از وقفه ای طولانی با کار در حیطه ای آشنا بازگشته است. بی باک با وجود خوش ساخت بودنش بیشتر مدیون تهیه کننده اش بیل کونگ[قهرمان]، طراح مشهور صحنه های نبرد یوئن وو پینگ و بازیگر اصلی فیلم است که سهمی به سزا در ساخت فیلم و موفقیت آن دارد.

داستان تراژیک زندگی هو یوان جیا، برای همه علاقمندان به کنگ فو و هنرهای رزمی آشناست و همواره برای آشنا شدن نوآموزان با روح واقعی هنرهای رزمی و درک آن توصیه می شود. بی باک پیامی ساده دارد؛ تاکید بر روحیه ورزشکارانه و پرهیز از خشونت و به قولی کشف خویشتن و انتخاب میان جنگجو بودن و برنده شدن یا قهرمان مردم بودن.

رانی یو به خوبی توانسته جوهره پیام خود را به تماشاگر منتقل کند و محصولی خوش سر و شکل عرضه کند که فقط در دو هفته گذشته نزدیک ٢٠ میلون دلار در سینماهای آمریکا عایدی داشته و این نشانه خوبی است. صحنه های نبرد، مخصوصاً نبرد نهایی هو یوان جیا با مشت زن انگلیسی، شمشیر زن اسپانیایی، سرباز بلژیکی و رزمی کار ژاپنی در یک روز به خوبی پرداخته شده اند و شایعاتی مبنی بر شکسته شدن استخوان های برخی بازیگران هم شنیده شده است. با وجود دقت نویسنده و کارگردان در روایت قصه، متاسفانه اشتباهی بزرگ به فیلم راه یافته است. در فیلم نشان داده می شود که همه خانواده هو یوان جیا کشته می شوند، در حالی که امروز ١١ نفر از نوه های دختری او در چین زندگی می کنند! البته فکر نمی کنم این اشتباه جزئی مانع از تماشای بی باک توسط طرفداران سرسخت جت لی و لذت بردن از آن شود.

ژانر: اکشن، درام.






زندگی مثل شطرنج میمونه ..... اگه بازی بلد نباشی همه می خوان یادت بدن ...

ولی اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن
پست شماره 74582
ارسال شده در تاریخ یکشنبه 7 آبان 1385 - 5:17 بعدازظهر


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 4 مرداد 1386 - 1:41 بعدازظهر
پست ها: 764, بازدید ها: 764
تریستان+ایزولد

Tristan + Isolde







    



کارگردان: کوین رینولدز. فیلمنامه: دین گئورگاریس. موسیقی: آن دادلی. مدیر فیلمبرداری: آرتور رینهارت. تدوین: پیتر بویل. طراح صحنه: مارک گرافتی. بازیگران: جیمز فرانکو[تریستان]، سوفیا مایلس[ایزولد]، روفوس سیویل[لرد مارک]، دیوید اوهارا[شاه دانکاد]. ١٢٥ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ آلمان، آمریکا، انگلستان.

قرون وسطی. پس از سقوط امپراتوری روم قبایل مختلف انگلستان را تحت سلطه خود گرفته اند. دانکاد پادشاه اسکاتلند قصد دارد تا از تفرقه میان این قبایل استفاده کرده و انگلستان را زیر سلطه خود ببرد. در حمله ای که به همین منظور از سوی سربازان اسکاتلندی صورت گرفته، پدر و مادر تریستان اهل آراگورن کشته می شود. لرد مارک که برای نجات او بازویش را از دست داده، تریستان را به فرزندی قبول می کند. سال ها بعد تریستان که بزرگ شده در حمله ای به سربازان اسکاتلندی برای نجات اسیران توسط شمشیری سمی زخمی می شود. همقطارانش به تصور این که تریستان مرده، بدن او را در قایقی گذاشته و به دریا می اندازند. در آن سوی دریا، در سواحل اسکاتلند قایق توسط ایزولد دختر شاه دانکاد پیدا می شود. اوا تریستان را معالجه می کند و به زودی عاشق یکدیگر می شوند. اما به زودی تریستان مجبور به فرار و بازگشت به انگلستان می شود. در حالی که از هویت ایزولد بی خبر است. شاه دانکاد نیز که از مرگ سردار خود خشمگین است، نقشه ای ماهرانه طراحی می کند. او از همه جنگجویان می خواهد تا برای مبارزه به کاخ او بروند. برنده این مبارزات دختر وی را به عنوان همسر تصاحب خواهد کرد. تریستان به نام مارک در این مسابقه شرکت و برنده می شود. اما زمانی که پی به حقیقت ماجرا می برد، چاره ای جز رساندن مجبوب به دست پدرخوانده اش ندارد. مارک در مراسم ازدواج خود تریستان را وارث خود اعلام می کند. اما آتش عشق میان تریستان و ایزولد لحظه به لحظه تندتر می شود و درک این موضوع از طرف یکی از سرداران خائن مارک به زودی زمینه را برای حمله شاه دانکاد مهیا می کند. اما همه چیز مطابق نقشه او پیش نمی رود....



چرا باید دید؟

داستان تریستان و ایزولد در کنار ماجرای لانسلو یکی از پر آوازه ترین قصه های سلحشوری اروپاست و تا امروز بیش از ده نسخه سینمایی از روی آن ساخته شده است. فقط در طول دهه ١٩٩٠ چهار فیلم تلویزیونی بر اساس این قصه ساخته شد و فیلم کوین رینولدز دومین نسخه سینم