|
|
|
کسی به گرد پاش نمیرسه
        
گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 14 شهریور 1387 - 12:05 صبح
پست ها: 512,
بازدید ها: 793
|
|
کلوزآپ به روایت مدیری "برای نوشتن نظر روی متن کلیک کنید..." منبع: http://www.kargozaaran.com  خیلی چیزها درسریال تازه مهران مدیری متفاوت است، داستان، بازیگرها، شکل کار و حتی تعداد لوکیشنها. از همان روز اول هم همه چیز متفاوت بود، از همان روزی که گفتند خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، امین حیایی و حامد بهداد در لیست هستند. حتی زمانی که آنها نیامدند هم چیزی تغییر نکرد و بازهم همه چیز متفاوت بود؛ خیلی از بازیگرانی که در سریالهای آخر مدیری با او و برادران آقا گلیان قرارداد داشتند، در سریال نبودند و... نازنین متیننیا: خیلی چیزها درسریال تازه مهران مدیری متفاوت است، داستان، بازیگرها، شکل کار و حتی تعداد لوکیشنها. از همان روز اول هم همه چیز متفاوت بود، از همان روزی که گفتند خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، امین حیایی و حامد بهداد در لیست هستند. حتی زمانی که آنها نیامدند هم چیزی تغییر نکرد و بازهم همه چیز متفاوت بود؛ خیلی از بازیگرانی که در سریالهای آخر مدیری با او و برادران آقا گلیان قرارداد داشتند، در سریال نبودند و خیلیها هم شبیه به سیامک انصاری و محمدرضا هدایتی، آمدند و رفتند. هرچند روزی یکبار فهرست بازیگران پشت صحنه عوض میشد و تنها نام ثابت، مهران مدیری بود. برای پیدا کردن همه این تفاوتها به دولوکیشن اصلی سریال «مرد هزار چهره» رفتیم تا ببینیم که او چه میکند و دست به چه کاری زده که آنقدر متفاوت است. مدیری مثل همیشه خودش را به بیخیالی زده، آرام و ساکت سریالش را جلو میبرد و مواظب است تا متفاوتترین کار سالهای اخیرش را به نحواحسن انجام بدهد. او آرام و ساکت در تمام قسمتهای کار حاضر میشود و با دقت و وسواس تکههای پازل سریالی با بازیگرهای زیاد و متفاوت و داستانهای مختلف را کنار هم میچیند تا به قول پیمان قاسمخانی روایت کمدی از فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی بسازد. روایتی کاملا متفاوت از خودش و کارهای قبلی. برای کشف این روایت تازه سه روایت از پشت صحنه سریال نوروزی او را برایتان نقل میکنیم. روایت اول: داستان دادگاه مرد هزار چهره ازساعت هشت شب هیوندای سفید مهران مدیری در محوطه دادگاه بزرگ تهران پارک شده. داخل سالن، جز صدای رادیوی نگهبان شیفت شب، صدای دیگری نمیآید. روی دیوار ورودی طبقه چهارم نوشتهاند؛ درب سالن بسته است. اما در ورودی باز است و هرچندوقت یکبار یک نفر آرام و بدون صدا داخل میرود. مدیری روبهروی جایگاه قاضی ایستاده و از پشت لنز دوربین به بازیگرانی که روی صندلیها نشستهاند، نگاه میکند. سروش صحت، پرستو گلستانی، بهاره رهنما، پژمان بازغی، رضا فیض نوروزی، شقایق دهقان، فلامک جنیدی و نصرالله رادش با لباسها و گریم سریال روی صندلی منتظرند تا دوربین به سمتشان برود. آنها سه شب است که درست و حسابی نخوابیدهاند و امیدوارند تا امشب، آخرین شب دادگاه مسعود شصت چی باشد. در سه شب گذشته 420 هنرور هم جزو گروه بودند که امشب خبری از آنها نیست و محیط هم آرامتر است. قسمتهای اصلی مربوط به دادگاه گرفته شده و امشب چند سکانس باقیمانده و صحنههای مربوط به تیتراژ سریال گرفته میشود. در فاصله هر برداشت، مدیری سیگاری روشن میکند و به تلویزیون کوچک زیر تریبون، نگاه میاندازد و بلافاصله به سراغ صحنه بعدی میرود. بازیگران مدیری برای فرار از خواب و خستگی هرچند دقیقه یکبار از روی صندلی بلند میشوند و به بالکنهای کنار سالن میروند تا هوایی تازه کنند. در گوشه و کنار سالن هم عدهای نشسته چرت میزنند و منتظر پایان کارند، اما مدیری در تمام این مدت سرش گرم کار است و انگار نه انگار. او پشت یکی از سه دوربین میایستد و خودش از صحنهای که نصرالله رادش بازی میکند، فیلم میگیرد. همه حاضران در سالن ساکت شدهاند اما صدای خروپف یکی از عوامل، باعث خنده میشود و مدیری هم با خنده کات میدهد و میگوید:«پشت صحنهاش را هم گرفتیم». بعد از این سکانس سکانسهای مربوط به بازی بهاره رهنما، پژمان بازغی و شقایق دهقان طول میکشد. بعد از این بازیگران نوبت به خود مدیری میرسد تا عینک شکسته مسعود شصت چی را بزند و آخرین صحنههای دادگاه را بگیرد. ساعت سه و نیم صبح، وقتی که همه عوامل مشغول خوردن نسکافه و شیرینی هستند، مدیری همچنان مشغول بازی است و در اعتراض به صدای زنگ موبایل به آرامی میگوید:«فکرمی کردم مشغول کار حرفهای هستیم.» ساعت چهار صبح آخرین فرصت گروه برای تحویل محل فیلمبرداری است اما هنوز قسمتهایی از دادگاه باقی مانده و مدیری بیوقفه کار میکند و هیوندای سفید او تا حوالی صبح در پارکینگ دادگاه میماند. روایت دوم: داستان پدرخوانده و تمساحهای آدمخوارش از ساعت 9 صبح هیوندای سفید مهران مدیری در خانه ویلایی بزرگ پارک شده. سه قسمت از سریال در این خانه که علیرضا خمسه، بهاره رهنما و پریا قاسمخانی با تمساح، مار و مارمولکهایشان زندگی میکنند، میگذرد. حوالی ساعت سه مهران مدیری از پلههای خانه پایین میآید و صدای جیغ و فریاد عوامل که مشغول بازی با یک مار هستند، آرام میشود. مدیری با آرامش به امیر رهبری که مربی مار، تمساح و آفتاب پرست بازیگر این سریال است، نگاه میکند. مار پینتون او در خانهاش با آرامش خوابیده و تنها آدمی است که با دیدن این بازیگران عجیب و غریب تعجب نمیکند. رهبری به سمت او میرود و میگوید:«میخواهم از این آفتاب پرست بازی زیرپوستی بگیرم.» مدیری سری تکان میدهد و به سمت علیرضا خمسه میرود که با شکمی بزرگ و سبیل پرپشت، نقش پدرخوانده مافیای این سریال را بازی میکند. سیاهی لشکرها در نقش محافظان پدرخوانده با اسلحه و کتهای بلند چرمی، اطراف آنها میایستند. اتاق بزرگ و قرمزرنگ با تابلوهای فیلم پدرخوانده در کنار سالن، اولین لوکیشن بازی خمسه است. مدیری او را پشت یک میز بزرگ مینشاند و به سمت محافظان میرود تا جای ایستادن و طرزگرفتن اسلحه آنها را مشخص کند. مسعود شصت چی، برای اولینبار در این اتاق پدرخوانده را میبیند و با تمساحهای او تهدید میشود. مدیری، خمسه، آفتاب پرست و گروه فیلمبرداری و صدا تا ساعت هشت شب در این اتاق میمانند تا کار روز اول تمام شود. تا به حال نیمی از این سریال 15 قسمتی فیلمبرداری شده و کسی به جز مدیری از نتیجه کار خبر ندارد. اما همه از قول او میگویند که کار خیلی خوب شده و با همه سریالهای او فرق میکند. ساعت هشت شب، گروه فیلمبرداری از اتاق قرمز بیرون میآیند، صدای آدمها بلند میشود، مدیری با آرامش سیگاری روشن میکند و به سمت هیوندای سفیدش میرود. روایت سوم: داستان کلانتری و روزهای شروع کار هیوندای سفید مهران مدیری از ساعت 12 ظهر در پارکینگ ساختمان سفید رنگی در خیابان ملاصدرا پارک شده. فیلمبرداری سریال مدیری تازه شروع شده و او ماشین تازهاش را بیشتر از 3000 کلیومتر نبرده. ساختمان ملاصدرا، ساختمان کلانتری فرضی سریال است. مدیری تنها بازیگر امروز است و کس دیگری کار ندارد اما پژمان بازغی با لباس ورزشی و كلاهی در ساختمان میچرخد و با همه شوخی میکند، فلامک جنیدی هم هست و به شوخیهای او میخندد. علیرضا خمسه هم که برای تعیین زمان فیلمبرداریاش آمده با مهران مدیری خداحافظی میكند و میرود. مدیری با صحنهای که قرار است در آینه شکسته صحبت کند، مشکل دارد و با وسواس هرچه تمامتر آینههای شکسته را کنار هم میچیند. اتاق پر ازدود سیگار شده اما مدیری همچنان مشغول کار است و تازمانی که هوا تاریک نشده، فرمان استراحت نمیدهد. روزهای اول کار است و هنوز قسمتهای زیادی از کار باقی مانده. هیوندای سفید مدیری همچنان در خیابان ملاصدرا پارک شده، قرار است فردا صبح این ماشین آخرین مدل در ساختمان زعفرانیه پارک شود.
من همان بگریخته ایرانیم مُهر مِهرت خورده بر پیشانیم گر بپرسی کیش و آییین مرا من فثط ایرانیم، ایرانیم
http://alexray.blogfa.com
|
|
|
|
|
ریش سفید سایت
        
گروه: مدیر انجمن
آخرین بازدید: دیروز 23:33:23
پست ها: 3,018,
بازدید ها: 6,015
|
|
|
|
|
|
مدیر سایت
        
گروه: مدیر سایت
آخرین بازدید: امروز 00:01:41
پست ها: 3,433,
بازدید ها: 12,412
|
|
نه برادر من اشتبا کردی این دفعه رومن تو سریال حلقه سبز کله خود حاتمی کیا رو دیدم، حالا دلیلش رو می گم این چیزی که شما می بینید تمامی کارکنان سر صحنه هم دیدن ولی هیچ کس از کسانی که پای تلویزیون نشستند نمی بینند ، دلیلش اینه که شما با کارت TV این رو ذخیره کردید و این باعث شده که اندازه تصویر پهن تر از استاندارد تلویزیون باشه دقیقا همون چیزی که من در حلقه سبز دیدم بنابراین این صحنه هیچ وقت در تلویزیون دیده نمیشه، سوتیت نگرفت برادر جان
Try to be a Professional

|
|
|
|
|
کسی به گرد پاش نمیرسه
        
گروه: کاربران
آخرین بازدید: پنج شنبه 14 شهریور 1387 - 12:05 صبح
پست ها: 512,
بازدید ها: 793
|
|
درسته حق با فرشاد جانهاگه به نوشته "سال نوآوری وشکوفایی" توجه کنی تو تلویزیون چسبیده به کارد هست ولی اینجا یه مقدار فاصله داره البته تلویزیون وقتی سریال هارو پخش می کنه بالا و پایین تصویر رو سیاه میکنه تا بشکل تصاویر 16:9 دربیاد ولی خود تصاویر کامل هست و کل کادر تلویزیون رو میگیره فقط بالا و پایینشون سیاه شده و تصویر وسط قرار گرفته. در تصاویر کامل بوم صدا داخل کادر فیلم برداری هست و اینطوری صدابردار تا یه حدودی میتونه بوم رو پایین بیاره ولی وقتی کاردها قرار میگیرند دیگه بوم دیده نمیشه اما گاهی اوقات بوم بیش از حد پایین میاد و از کادرهای مشکی هم رد میشه.  در هر حال باید از مهران مدیری تشکر کرد حداقل نوروز امسال یه چیزی واسه دیدن پیدا میشه. تاحالاش که خوب بوده و لذت بردیم.  البته سریال نشانی هم خوبه ، منکه خوشم اومده چون از بازی و نویسندگی خانم فلورا سام خوشم میاد. نشانی هم تاحالا خوب پیشرفته البته بازی خانم پروانه معصومی هم دیدن داره. تبریک به کارگردانی رامبد جوان!  ولی از سریال پیامک از دیار باقی چندان خوشم نیومده زیاد نگاه نکردم هر چ?د وقت یه نگاه کوچولو انداختم چندان علاقه ای به کارهای سیروس مقدم ندارم قبلن هم گفتم، نه ازخودش خوشم میاد، نه از فیلماش!
من همان بگریخته ایرانیم مُهر مِهرت خورده بر پیشانیم گر بپرسی کیش و آییین مرا من فثط ایرانیم، ایرانیم
http://alexray.blogfa.com
|
|
|
|
|
کارش درسته
        
گروه: مدیر انجمن
آخرین بازدید: شنبه 9 شهریور 1387 - 8:55 بعدازظهر
پست ها: 2,049,
بازدید ها: 6,736
|
|
|
ولی من بین همه سریالها و فیلم های سینمایی ویژه نوروز فقط همین رو نگاه می کنم و خیلی خوشم اومده
|
|
|
| | |