شاعرانه
      

 
Persian Forum Network - Try to be a Professional
صفحه نخست .:.  کاربران .:.   .:. تقویم  .:. کاربران آنلاین
خوش آمدید میهمان ( ورود | ثبت نام )
  /     /  


««12

شاعرانه باز / بسته
نویسنده
پیغام
ارسال شده در تاریخ یکشنبه 21 بهمن 1386 - 8:20 صبح


کم کم داره مخ میخوره

کم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخوره

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 5 شهریور 1387 - 8:32 صبح
پست ها: 214, بازدید ها: 392
نقش کردم زخ زیبای تو در خانه دل

خانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند(حافظ)




هيچ كس اشكي براي ما نريخت هر كه با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاعل  مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
پست شماره 105279
تبلیغات
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 24 بهمن 1386 - 3:11 بعدازظهر


کم کم داره مخ میخوره

کم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخوره

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 5 شهریور 1387 - 8:32 صبح
پست ها: 214, بازدید ها: 392
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد




هيچ كس اشكي براي ما نريخت هر كه با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاعل  مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
پست شماره 105446
ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 24 بهمن 1386 - 3:13 بعدازظهر


کم کم داره مخ میخوره

کم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخوره

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 5 شهریور 1387 - 8:32 صبح
پست ها: 214, بازدید ها: 392
غلام همت آنم که در زیر چرخ کبود

ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است




هيچ كس اشكي براي ما نريخت هر كه با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاعل  مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
پست شماره 105447
ارسال شده در تاریخ یکشنبه 28 بهمن 1386 - 10:28 صبح


کم کم داره مخ میخوره

کم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخوره

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 5 شهریور 1387 - 8:32 صبح
پست ها: 214, بازدید ها: 392
برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ.
كوه ها خاموش،
دره ها دلتنگ،
راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ...
بر نمي شد گر ز بام كلبه ها دودي،
يا كه سوسوي چراغي گر پيامي مان نمي آورد،
ردِّ پاها گر نمي افتاد روي جاده ها لغزان،
ما چه مي كرديم در كولاكِ دل آشفته ي دم سرد؟
آنك، آنك كلبه اي روشن،
روي تپه، روبه روي من... در گشودندم.
مهرباني ها نمودندم.
زود دانستم، كه دور از داستان خشم برف و سوز،
در كنار شعله ي آتش،
قصه مي گويد براي بچه هاي خود عمو نوروز،
« ... گفته بودم زندگي زيباست.
گفته و ناگفته، اي بس نكته ها كاينجاست.
آسمان باز؛
آفتاب زر؛
باغ هاي گل؛ دشت هاي بي در و پيكر؛ سر برون آوردن گل از درون برف؛
تاب نرم رقص ماهي در بلور آب؛
بوي عطر خاك باران خورده در كهسار؛
خواب گندم زارها در چشمه ي مهتاب؛
آمدن، رفتن، دويدن؛
عشق ورزيدن؛
در غم انسان نشستن؛
پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن؛ كار كردن، كار كردن؛
آرميدن؛
چشم انداز بيابان هاي خشك و تشنه را ديدن؛
جرعه هايي از سبوي تازه آبِ پاك نوشيدن؛ گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه راندن؛
هم نفس با بلبلان كوهي آواره خواندن؛
در تله افتاده آهوبچگان را شيردادن و رهانيدن؛
نيم روز خستگي را در پناه دره ماندن؛ گاه گاهي،
زيرِ سقفِ اين سفالين بام هاي مه گرفته،
قصه هاي درهم غم را ز نم نم هاي باران ها شنيدن؛
بي تكان گهواره يِ رنگين كمان را
در كنار بام ديدن؛ يا، شب برفي،
پيشِ آتش ها نشستن،
دل به رؤياهاي دامن گير و گرمِ شعله بستن... آري، آري، زندگي زيباست.
زندگي آتش گهي ديرنده پابرجاست.
گر بيفروزيش، رقص شعله اش در هر كران پيداست.

 سياوش كسرايي






هيچ كس اشكي براي ما نريخت هر كه با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاعل  مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
پست شماره 105565
ارسال شده در تاریخ دوشنبه 29 بهمن 1386 - 8:23 صبح


کم کم داره مخ میخوره

کم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخورهکم کم داره مخ میخوره

گروه: کاربران
آخرین بازدید: سه شنبه 5 شهریور 1387 - 8:32 صبح
پست ها: 214, بازدید ها: 392
خیلی معذرت می خوام ولی فکر نمی کنم درست باشه با این لحن با هم صحبت کنیم.البته مطمئنا شما شوخی کردید ولی من نتونستم لحن شوخی از تاپیکتون برداشت کنم.پس طوری بنویسید که به کسی بر نخوره.

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم.




هيچ كس اشكي براي ما نريخت هر كه با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاعل  مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل آمد كه حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
پست شماره 105588
کاربرانی که از این پست تشکر کرده اند فرشاد (شنبه 4 اسفند 1386 - 8:20 صبح)
ارسال شده در تاریخ سه شنبه 30 بهمن 1386 - 2:59 بعدازظهر


کسی به گرد پاش نمیرسه

کسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسهکسی به گرد پاش نمیرسه

گروه: کاربران
آخرین بازدید: چهار شنبه 23 مرداد 1387 - 5:42 بعدازظهر
پست ها: 903, بازدید ها: 1,037
البته اگه خانم الهام نباشه اینجا خیلی بی روح و بی احساسه . خدا حفظش کنه.

بمون الهام و به یادمون بیار که تو دنیای سخت افزارها ما سخت افزار نیستیم.

بعضی ها لطفا اظهار نظر نکنن.




 
پست شماره 105613
کاربرانی که از این پست تشکر کرده اند فرشاد (شنبه 4 اسفند 1386 - 8:20 صبح)