|
|
|
کارش درسته
        
گروه: کاربران
آخرین بازدید: جمعه 8 آذر 1387 - 10:45
پست ها: 1,996,
بازدید ها: 2,905
|
|
سلام
من یک متن قرار دادم و دیدم بچه ها خوششون اومد و چون از این قبیل نوشته ها که معمولا انسان را برای لحظه ای به فکر فرو میبره بازم داشتم تصمیم گرفتم این تاپیک را ایجاد کنم و این متون را در اینجا قرار بدم
به امید سعادت و خوشبختی برای همه کاربران پرشین فروم
ای انسان!
اگر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش، اگر نه رودخانه باش واگر نمی نتوانی رودخانه باشی نهری كوچك باش، اما هیچ گاه مرداب نباش.
نهری باش جاری، زلال و مهربان و با جوشش زیبایت زندگی را به همه هدیه كن چون وقتی حركت می كنی هم زنده ای و هم به دیگران زندگی می دهی ، سبزه های كنار نهر را دیده ای چه زیبا چشم را نوازش می دهند و ماورای پروانه های لطیف و زیبا هستند، این ها به خاطر سخاوت و مهربانی نهر كوچك اما جاری است، پس تو هم با الهام از این رود كوچك جاری شو و بدان خدا در همه حال با توست.
موفق باش و جاری
عفو كردن خطا، انتقام ملایمی است.
"دیل كارنگی"
محبت رابه دل دادن صفای سینه می خواهد
به یاد دیگران بودن دل بی كینه می خواهد
اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خداوند مهربان هست او جانشین تمام نداشتن های من است.
"شریعتی"
هشیار باش خلقت عالم زبهرتوست
غیر از خدا هر آنچهكه خواهی شكست توست
خدایا مرا از این فاجعه پلید «مصلحت پرستی» مصون بدار تا به رعایت مصلحت، حقیقت را ذبح نكنم.
"شهید چمران"
عشق، حیرت و گریز و بی تابی یك دور افتاده است؛ برای پیوستن نالهی نی خشك و بریده و غربت در آرزوی بازگشت به نیستان. artemis2006-06-27 14:33:03
|
|
|
|
|
کارش درسته
        
گروه: کاربران
آخرین بازدید: جمعه 8 آذر 1387 - 10:45
پست ها: 1,996,
بازدید ها: 2,905
|
|
عشقی جدا از معشوق
روزی پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته . پیر نزد او رفت و جویای احوالش شد . شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفایی یار صحبت کرد و این که دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته . شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده و با رفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند باید برای همیشه با عشقش خداحافظی کند . پیر با لبخندی گفت اما عشق تو به دخترک چه ربطی به او دارد؟
شاگرد با حیرت گفت ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود!؟
پیر با لبخند گفت چه کسی چنین گفته است . تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است. این ربطی به دختر ندارد . هرکس دیگر هم جای او بود تو این آتش را به سمت او می فرستادی. بگذار دختر برود ! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست. مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی. معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد!
دخترک اگر رفت با رفتنش پیغام داد که لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر ! بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند ! به همین سادگی.
artemis2006-06-27 14:33:13
|
|
|
|
|
کارش درسته
        
گروه: کاربران
آخرین بازدید: جمعه 8 آذر 1387 - 10:45
پست ها: 1,996,
بازدید ها: 2,905
|
|
دوزخ، عشق و دیگر هیچ !
یكی بود یكی نبود مردی بود كه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است .آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ هیچ كس از آدم دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.
چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت:
این كار شما تروریسم خالص است!
پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده.
از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد...در چشم هایشان نگاه می كند...به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند...هم را در آغوش می كشند و می بوسند.دوزخ جای این كارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگیرید!!
وقتی رامش قصه اش را تمام كرد با مهربانی به من نگریست و گفت:
« با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی... خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند »
پائولو کوئلیو
artemis2006-06-27 14:34:07
|
|
|
|
|
زده به سیم آخر
        
گروه: کاربران
آخرین بازدید: یکشنبه 11 آذر 1386 - 9:46
پست ها: 356,
بازدید ها: 355
|
|
لطفا متن کوچک تر و پر رنگ بنویس. بزرگ که باشه آدم چشمش اذیت میشه.
ممنون عالی بود...
|
|
|
|
|
کارش درسته
        
گروه: کاربران
آخرین بازدید: جمعه 8 آذر 1387 - 10:45
پست ها: 1,996,
بازدید ها: 2,905
|
|
راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است. صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخند های همدیگر ترجیح دهید. بدانید برای یافتن دوستان صمیمی باید از اول خودتان یك دوست واقعی باشید.
راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است و اینكه نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودتان بدانید. راز دوستی این است كه دوستانتان را همان طور كه هستند، بپذیرید و سعی نكنید، آنها را به دلخواه خود باز آفرینی كنید و به حقوق دیدگاههای آنها احترام بگذارید. هرگز اشتیاق دوستانتان را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نكنید. راز دوستی در این است كه حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نكنید و به آنها فرصت دهید كه احساس خود را بیان كنند و هنگام صحبت با دوستان حواستان كاملا جمع آنها باشد، راز دوستی در این می باشد. همواره افكار مثبت در سر داشته باشید، خصوصا هنگام بروز سوءتفاهم، دائما دیگران را سرزنش نكنید، بلكه مزایای مثبت كار درست را صادقانه بیان كنید.
راز دوستی این است كه حامی حقوق دوستان باشید، حتی اگر ناچار شوید به اشتباه خود اعتراف كنید. راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است. محبت خود را نه تنها با كلام بلكه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز كنید.
artemis2006-06-27 14:34:12
|
|
|
| | |