مراحل عید
      

 
Persian Forum Network - Try to be a Professional
صفحه نخست .:.  کاربران .:.   .:. تقویم  .:. کاربران آنلاین
خوش آمدید میهمان ( ورود | ثبت نام )
  /     /  



مراحل عید باز / بسته
نویسنده
پیغام
ارسال شده در تاریخ پنج شنبه 1 فروردین 1387 - 3:21 صبح


کارش درسته

کارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درستهکارش درسته

گروه: کاربران
آخرین بازدید: دیروز 07:07:07
پست ها: 1,535, بازدید ها: 1,898
بهار آمد و شمشاد ها جوان شده اند .

پیش در آمد ( تکرار من در من مگر از من چه می ماند ؟ )

زندگی من یک سیکل معیوب و یک حلقه فور- تو بی نهایت است که هر سال تکرار می شود و نوروز هم از این قاعده مستثنی نیست . قسمتی از اتفاقاتی که می نویسم حکم خاطره را دارند چون تا الآن طبق سنوات ماضیه تکرار شده اند. قسمتی هم طی چند روز آینده اتفاق می افتند که حکم پیش بینی را دارند اما چون تمام پیش بینی ها یک روز خاطره می شوند و تمام خاطرات یک روزی پیش بینی شده بودند (یا می توانستند پیش بینی شوند ) و تا آخر نوروز هم این جا به روز نمی شود ( شاید هم شد ) پس این پیش بینی ها تا آخر نوروز تبدیل به خاطره می شوند ( شاید هم نشوند ) پس ما همه جا از فعل ماضی استفاده می کنیم (ماضی استمراری در بعضی جملات و مضارع ساده هم شاید استفاده شود ) انگار که نوروز تمام شده است ( هرچند که هنوز شروع نشده است )

مرحله اول – خانه تکانی ( زدم بر چهره ام سیلی که هرگز وا نشه مشتم )

کارگری در خانه های اعیان نشین شمال و غرب تهران مهمترین فعالیت من در روزهای پایان سال است . اشتباه نکنید ما خانواده فقیری نیستیم . این کار من یک نوع ایثار استراتژیک است برای این که دست مادرم را در امر پز دادن باز بگذارم . در واقع من در خانه های مردم کارگری می کنم و دو تا کارگر هم خانه مار ا تمیز می کنند به این ترتیب سود و زیان کاملا منتفی شده تنها و مهمترین حسنش این است که مادرم به همه اهل فامیل پز می دهد که خانه مارا کارگر تمیز کرده است .

سر و جانم فدای کلاس خانواده .

مرحله دوم – خرید عید ( سفره دل خالی و بی روزی است )

خرید عید خانه ما طی سه مرحله انجم می شود : ابتدا یک گروه شناسایی متشکل از من و برادرم در فروشگاه های نقاط مختلف تهران حاضر می شویم و قیمت اجناس را استعلام کرده و تست هایی جزئی ( در مورد آجیل و شیرینی ) انجام می دهیم و گزارش کتبی آن را به مقر فرماندهی ابلاغ می کنیم . در مرحله بعد جلسه ایی اضطراری با حضور تمام اعضای خانواده تشکیل و در مورد خصوصیات اجناس و این که کیفیت مهمتر است یا کمیت و یا این که اول تخم مرغ یا اول مرغ ، برگزار می شود و در مرحله سوم که ادامه مرحله دوم است همه به این نتیجه می رسیم که هیچ جنسی حائز اکثریت اهمیت برای خرید نیست و در آخر هم هیچ خریدی صورت نمی گیرد . شیرینی و آجیل با این بهانه که یکی از اعضای فامیل یا دوست یا آشنا تازه فوت کرده است از بیخ منتفی شده ، لباس سال قبل پدرم به من می رسد و لباس سال قبل من که سال قبلش برای پدرم بوده است به برادرم می رسد . برای مهمانی ها جدول زمان بندی نوشته شده و من و پدرم به دلیل کمبود لباس به صورت شیفتی در مهمانی ها شرکت می کنیم .

مرحله سوم – سال تحویل (تو حیرانی در این هنگامه من هم از تو حیران تر)

معمولا خوابیم . هیچ فرقی نمی کند که سال تحویل چه ساعتی باشد . ما یک ساعت قبل از سال تحویل می خوابیم و دو ساعت بعد از آن بیدار می شویم . حالا چرا ؟ نمی دانم .

مرحله چهارم – دید و بازدید عید ( اگه ما بریم : یا منو ببر به خونتون یا نیا به خونه ما . اگه اونا بیان : دیشب اومدم خونتون نبودین ؟ راستشو بگو کجا رفته بودین ؟ )

چون اعضای فامیل معمولا فقط سالی یک بار من را می بینند بسیار مشعوف می شوند و به صورت لایتغیر این سه تا سوال را از من می پرسند :

1- خوبی ؟

2- چه خبر دانشگاه ؟

3- دختراش خوبن ؟

حالا این که از من چه دیده اند یا دانشگاه را با کجا اشتباه گرفته اند که این سوال آخر را از من می پرسند خودش جای تفکر و تامل دارد و جالب این جاست که به جواب های من هم کاری ندارند و چه خوب باشم و چه بد و چه در دانشگاه ما خبری باشد و چه نباشد و چه ... ( به سوال آخر معمولا جواب نمی دهم چون اطلاع دقیق ندارم ) با مشت به پشت من می کوبند و خطاب به پدرم می فرمایند : ماشا ا ... ماشا ا... مردی شده برای خودش . دیگه وقتشه که یه آستینی براش بالا بزنید .

در ادامه مهمانی مقادیر متنعابهی پذیرایی برای ما می آورند و همه میل می کنند جز من که دختر خانواده میزبان نشسته است جلویم و تمام حرکاتم را چک می کند و عشوه خرکی برایم می آید .

مهمان خانه ما نمی آید چون ما ساعت هاست خانه را به مقصد نا معلومی ترک کرده ایم و قصد برگشت هم نداریم .

مرحله پنجم – سفر عید ( جز یاد عزیزت کسی همسفرم نیست مرا یار دگر نیست)

باز هم مرحله بندی : ( ما همه کار مان برنامه دارید الکی نیست که ) در مرحله اول من جنوب را انتخاب می کنم . برادرم شمال را . مادرم خانه مادربزرگم را و پدرم حرف مادرم را . پس همه می رویم خانه مادربزرگم که در همین تهران است . چند روز می مانیم و به خودمان تلقین می کنیم که در مسافرت هستیم سپس به خانه بر می گردیم .

بالاخره باید صد لیتر بنزین گردشگری یک جوری مصرف شود هرچند که ما اصولا ماشین نداریم . ( چیه ؟ فقط یک مرحله داشت )

مرحله ششم – سیزده به در ( سازمو وردارم برم کنار چشمه بشینم )

سیزده به در نقش مهمی در زندگی ما دارد . خانه ما تقریبا در وسط جنگل بنا شده است . برای همین تمام اهل فامیل که در دوازده روز اول به طرق مختلف توسط ما پیچانده شده اند روز سیزده بدر می آیند خانه ما که از آنجا مثلا برویم بیرون ( یعنی جلو در)

یک دیگ لوبیا پلو بنا بر یک رسم قدیمی آماده می شود . اقول منقل و آفتابه لگن به میزان مورد نیاز آماده می شود و خانواده ما به انضمام خانواده شش دایی و شش عمو و چندین خاله و عمه در سر کوچه ما اطراق می کنند و سبیل به سبیل می نشینند تا سیزده شان به در شود . آبرو برایم نمانده تو محل .


با تشکر از علامت پرانتز برادر ارزشی ام جواد یساری و دوست گلم معین


این متن رو یکی از دوستان نوشته که من با اجازه ایشون از وبلاگش به اینجا منتقل کردم به نظرم جالب بود



بار خدايا!
آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم...
نهج البلاغه، خطبه 216
آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدارا می بینی که پیش از تو دست به کار شده است
پست شماره 106435
تبلیغات
« تاپیک قبلی | تاپیک بعدی »


خواندن این تاپیک باز / بسته
کاربر فعال: 0 (0 مهمان, 0 کاربر, 0 کاربر ناشناس)
در حال حاضر هیچ کاربری در حال مشاهده این تاپیک نیست.
مدیران انجمن: فرشاد, Shahrad, Xiphi, علیرضا, ace4cia

دسترسی ها باز / بسته

اختلاف زمانی GMT +3:30, ساعت 4:30 صبح



   Sponsored By
EUKHOST - InstantASP - MTN Irancell
Execution: 0.172. 9 queries. Compression Disabled
Powered By InstantForum.NET v4.1.4 © 2008
Contact Us .:. Advertising .:. Professional Web Hosting
PF News .:. Dolphins .:. PF Girls .:. PF Boys .:. PFN MVP .:. Persian Pics
2004-2008 Persian Forum Network. All Rights Reserved.